یادها و خاطره ها

من از سید بزرگتر بودم و عاشق او بودم و خودم را در برابر جان او مسئول می دانستم

۵ مهر ۱۳۹۵

جلال یوسفی

ساعت بعد از ۲۴ بود.  در پشت دره ای مخوف در قله ۱۰۵۰بازی دراز سر پل ذهاب در تیرماه۱۳۶۰ یک پست نگهبانی برای حفاظت از ضلع شمال و شمال غربی قله قرار داشت.

سید الخاص رضاپور و فرد دیگری از ممسنی آن شب نگهبان بودند. من در سنگر نشسته بودم که همهمه ای به گوشم رسید. اندکی توجه کردم. انگار صدای سید الخاص در میان صداها به گوش می رسید. سید صدای نازکی داشت. خودم را سریع رساندم. سید مدام صدا میزد: جلال، جلال

خودم را بهش رساندم. با بدن کوچک و لباس های گشاد و اسلحه ژ- ۳ای که به اندازه ارتفاع بدنش بود از عصبانیت داشت می لرزید.

خودم را بهش رساندم و علت را جویا شدم. گفت این آقا اسلحه را گذاشت توی شکمم و گفت تو را می کشم. گفتم چرا؟ گفت چیزهایی دیدیم به من گفت برو  خبر بده بیایند بینیم اینها چیست؟ من هم از این تنگه وحشتناک می ترسیدم. گفت یا می  روی و یا می کشمت! 

برای من با روحیه معنوی که خودم و سید داشتیم این حرکت قابل تحمل نبود. من از سید بزرگتر بودم و عاشق او بودم و خودم را در برابر جان او مسئول می دانستم. سریع راهی محل پست نگهانی شدیم. آن  وسائل که می گفتند نارنجک های دستی بود. من اسلحه ژ-۳سید را گرفتم و با قنداقش ضربه محکمی بر پشت گردن آن فرد زدم که نقش بر زمین شد و گفتم تکان بخوری یک رگبار حرومت می کنم و می گذارمت جلوی سگهای این بیابان.( از این ادبیات عذر می خواهم) اینجا محل ملاقات با خداست و فرشته ها در گردشند و شما برخورد چاله می دونی می کنید؟!

آقای جمعه ( ناصر) خفر  اهل قلعه بجی که بزرگتر ما بود، پادر میانی کرد ولی من ول  کن نبودم و گفتم بیسیم بزنید کمپ سرهنگ انصاری بیاد و این ستون پنجم را ببرند دادگاه صحرایی. رئیس گروه آقای شهباز راد از پشت کوه رستم که احترام خاصی به من داشت گفت میرزا جلال به احترام محاسن سفید من پیگیری نمی کند. من شرط گذاشتم که من و سید با هم پست بدهیم و بچه ها صورت همدیکر را بوسیدند به خیر و خوشی تمام شد… البته این خاطره تا این جای ماجرا بود.

منبع: کانال رسمی دکتر جلال یوسفی

نظرات
  1. Regina ۱۳۹۵-۰۸-۲۸ ۰۵:۵۴

    Ps, alparecer ya esta corriendo el Nagra 3 en algunos satelites y al parecer ya lo van a soltar en el mes de febrero 2009 ps, lo dejaremos alas manos de los mejores Haker’s que siempre nos ayudan a desifrar las Key’s para nosotros suerte y a esperar que la obscuridad pase pronto. y mientras tanto a disfrutar lo que tee3oms&#82n0;.

نظرات پس از تائید مدیریت منتشر خواهد شد

نظرسنجی



محل قرار گیری نظر سنجی

طراحی و اجرا :  تابناك وب