بلوط های زاگرس ایستاده می میرند. گریه بلوط با چه وسیله ای خاموش خواهد شد؟

باید بر درختان کهنسال و راست قامت بلوطی که در زاگرس« ایستاده می میرند» نوحه سر دارد و خاک عزا بر سر زد. دیگر از بلوط های سرزمین زاگرس چیزی باقی نمانده است. درختانی بی رمق که با کُند بادی از پای در می آیند. بدنی سوخته و تفتیده، محل در آمد یک مشت آدم بی کار و بی حال که با سوختن شیره جان این درختان منقل های بی شماری را روشن و داغ می کنند.

۲۲ اسفند ۱۳۹۵

جلال یوسفی

درخت بلوط در ایران به سه دسته کلی تقسیم می گردد. دسته ای تحت عنوان بلوط « مازو» یا« بلند مازو» و یا « دارمازو» که این گونه در سه استان شمالی کشور می روید. دسته دیگر که بومی ایران نیست، در برخی از شهرهای استان گیلان ظاهراً دیده شده است، « شاه بلوط » نام دارد که خود زیر گونه ها و واریته هایی دارد.

نوع سوم و نوع غالب بلوط در ایران، «پرسیکا» یا « بوط ایرانی» است که خاص منطقه زاگر است. این بلوط نیز خود دارای زیرگونه ها و «واریته» های متعددی است که مرحوم دکتر جوانشیر دویست گونه از این گیاه را شناسایی کرده است.

در دنیا به طور کلی ششصد تا از این زیرگونه ها تا کنون شناسایی شده اند.

در ایران برآورد گردیده است که تعداد اصله های بلوط دومیلیارد اصله است که با توجه به برآوردهایی که صورت گرفته است، این تعداد قرین به صحت است. استان کهگیلویه و بویراحمد با داشتن سیصد میلیون اصله بلوط از نوع اخیر، در کشور مقام اول را به خود اختصاص می دهد.

بر اساس گزارش کارشناسان منابع طبیعی شهرستان ممسنی در سال ۱۳۸۲، در ممسنی( شهرستان های ممسنی و رستم) حدود یکصد میلیون اصله بلوط وجود دارد. بر اساس برآورد نگارنده در همان سال، این تعداد بالغ بر یکصد و پنجاه میلیون اصله است.

درخت بلوط در مناطق معتدل کوهستانی و در ارتفاع بین ۱۲۰۰ تا ۲۴۰۰ متر از سطح دریای آزاد می روید. بلوط درختی است که به دو صورت « شاخه زاد» و « دانه زاد» رشد می کند، اما دارای رشد کند و بطئی است. این گیاه بر اساس گزارش فائو، بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ سال عمر دارد. 

گیاه بلوط از جهات گوناگون در دنیا دارای ارزش است. از جهت تاریخی در آثار بسیار قدیم از هزاران سال قبل آثاری از این گیاه دیده شده است. از نظر سیاسی در دنیا نماد قدرت است. در ایالات متحده آمریکا شاخ برگ بلوط بر روی لبه کلاه افسران ارشد( از سرهنگ به بالا) نقش بسته است. در بسیاری از مناطق دیگر اروپا، احزابی وجود دارند که این احزاب، از درخت بلوط برای نماد و « آرم» خود استفاده کرده اند و…

از نظر فرهنگی نیز این گیاه دارای ارزش قابل توجهی است. شهرهای زیادی در دنیا به نام بلوط، نام گذاری شده اند. اشکال بسیاری از هنرها از درخت بلوط الهام گرفته و یا آن را به همان سبک به کار برده اند. مغازه های بسیاری با نام بلوط در ایران و جهان وجود دارد. این بخش کوچکی از ارزش این درخت است.

از نظر زیست محیطی این گیاه دارای ارزش فراوان است. علاوه بر تبدیل گازهای کربنیک به اکسیژن در جریان عمل فتوسنتز، این گیاه از ورود مستقیم قطرات باران بر زمین جلوگیری کرده و از خاک محافظت می کند. از سوی دیگر، از جاری شدن سیل جلوگیری می نماید. مصاف بر این موارد، این گیاه دارای ریشه ای با تارهای بافته به هم مانند طور ماهیگیری است که خاک را در بغل گرفته و خاک را حفاظت می کند. همین امر نیز موجب ذخیره مقدار زیادی آب در ریشه این گیاه شده است. به طوری که برابر اعلام کارشناسان جنگل ها، هر درخت بلوط می تواند به طور متوسط بین ۵۰۰ تا ۲۰۰۰ لیتر آب را در ریشه خود ذخیره نماید.

در زاگرس از گذشته های بسیار دور درخت بلوط نیازهای اساسی عشایر و روستاهای این مناطق را برآورده می ساخته است. در زمینه خوراک دام و انسان این گیاه دارای اهمیت فراوان بوده است. دانه های گیاه بلوط غذای خوبی برای تغذیه دام ها در زمستان است. این گیاه دارای پروتیئنی نزدیک به جو و ذرت بوده که از نظر غدایی دارای اهمیت است.

گیاه بلوط هزاران سال نان بشر را تأمین می کرده است. نان بلوط به صورت مخلوط و هم چنین نان خالص. از روش های دیگر نیز از دانه بلوط مانند آب پز کردن و کباب دانه برای خوراک استفاده می شده است.

در ایران هر گیاه بلوط به طور متوسط بر اساس برآوردی که درسال ۱۳۸۳ توسط نگارنده صورت گرفت، ۷۰ کیلوگرم بار می دهد. حدود ۴۰ درصد دانه آب و احشا و پوست و … است. بنابراین، هر درخت به طور متوسط ۴۲ کیلوگرم دانه خشک به ما تحویل می دهد. با احتساب تعداد اصله های بلوط در ایران، ما بیشتر از ۵۸ میلیون تن می توانیم در سال بلوط برداشت کنیم این در حالی است که با این همه سرمایه گذاری ما نتوانسته ایم مرز برداشت گندم خود را به ۱۳ تا ۱۴ میلیون تن برسانیم.

بر اساس برآورد در همان سال ۱۳۸۳، میزان تانن خشک شده قابل برداشت در بلوط که ما آن را جفت می نامیم، یک سی و سوم است. یعنی از ۳۳ کیلوگرم بلوط خشک، یک کیلوگرم تانن یا جفت به دست می آید.  

برابر همین پژوهش ۷۰ درصد گیاهان بلوط دانه زادند و ۳۰ درصد غیر قابل زایش دانه اند. بنابراین، با یک حساب سرانگشتی است که میزان برداشت بلوط در سال بیان گردید و بر همین اساس بیشتر از یکی میلیون هفتصد تن تانن( جفت) خالص از درخت بلوط ایران قابل استحصال است.

تانن از موادی است که کاربردهای زیادی دارد. در صنایع دارویی، چرم سازی و دباغی، چسب سازی، فیلرهای نفت، در چاه های نفت و…، این ماده قابل استفاده است. کفشی را که در پای خود داریم به لطف و برکت همین تانن است که چرم را نرم کرده و ما با آرامش راه می رویم.

تراورس های راه آهن از این گیاه تهیه می گردد، در امر کشتی سازی به دلیل ضد آب بودن این ماده، از آن استفاده می شود.

تانن ( جفت) از نظر میکروب زدایی ماده ای است بسیار قوی و لذا در شستشوی زخم ها از آن استفاده می گردد. در بند آمدن خونریزی ها، شستشو رحم زن ها، حیوانات وسایر عناصر بدن که دچار عفونت شده اند. در بند آمدن اسهال به ویژه اسهال های خونی، به عنوان شستشو در دهان، از بین برنده آسم، از بین برنده سرطان و …، که دانه بلوط نیز به دلیل داشتن تانن در خود بسیاری از درها را درمان می کند و امروزه در دنیا از این گیاه بسیار استفاده می گردد. این گیاه در خانه سازی، در ابزار و … نیز کاربرد زیادی داشته است.

با این اوصاف این گیاه در منطقه ما، منطقه ای که ۶۰ درصد خاکش را گیاه بلوط در خود گرفته و ۵۰ درخت درختان منطقه را به خود اختصاص می دهد، وجود دارد ولی ما از آن بیگانه ایم و جای این درخت در تنوزهای زغالی قرار دارد.

نمی خواهم به دردهای این گیاه بپردازم. شاید روزی بیشتر در این ارتباط سخن  گفتم. هرچند تا  حدودی درمقالات متعدد و نیز درکتاب «جامعه شناسی بلوط» اشاراتی کرده ام، اما درد بی مدیریتی و درد نادانی از وجود این نعمت بزرگ الهی بدترین دردی است که تا کنون نتوانسته ام با مردم در میان بگذارم. زیرا به راحتی مورد لعن و تهمت وافتراء قرار گرفته و ای بسا روزی جلوی سخن گفتن از همین مقدار اهمیت بلوط را از خود سلب کردم. یعنی به واسطه زبانم، زبانم در گفتن دردهای بلوط بسته شد.

با یک خاطره غم انگیز بحث را ادامه و سخن کوتاه کنم.

 یکی از مدیران منابع طبیعی در یکی از شهرستان های استان فارس در یک دهه و نیم قبل خاطره ای عجیب و غریب از یک فردی که از نظر مقام و منزلت در یک شهرستان یا استان بسیار بالا بود، برایم بیان کرد. ایشان گفت، در یکی از سال ها که برای حفاظت از درختان بلوط همایش یا گردهمایی داشتیم، فردی که برای سخنرانی دعوت شده بود. در گوش من چیزی گفت که خیلی تعجب کردم.. او ادامه داد:  ایشان به من گفتند؛ فلانی این درختان بلوط به نظر شما چه اهمیتی دارند؟!! گفتم چطور مگر؟!

این مدیر ادامه داد: ایشان به من گفتند؛ نمی شود، این درختان بلوط را قطع کنیم و به جای آن ها درخت پرتقال یا لیمو شیرین و یا مرکبات بکاریم. بالاخره دیگر دوره و زمانه عوض شده است. مردم به مرکبات بیشتر نیاز دارند!!!

آن مدیر می گوید، من از تعجب دهانم باز مانده بود. بنابراین، گفتم نه قربان نمی شود. زیرا مرکبات به آب مداوم نیاز دارند اما درخت بلوط و ….،

این درد بی درمان ما و محیط زیست ماست و از این گونه بی خبری ها در جامعه کم نداریم.

آری، شادی به پا کردن چه معنی دارد؟ باید بر درختان کهنسال و راست قامت بلوطی که در زاگرس« ایستاده می میرند» نوحه سر دارد و خاک عزا بر سر زد.

دیگر از بلوط های سرزمین زاگرس چیزی باقی نمانده است. درختانی بی رمق که با کُند بادی از پای در می آیند. بدنی سوخته و تفتیده، محل در آمد یک مشت آدم بی کار و بی حال که با سوختن شیره جان این درختان منقل های بی شماری را روشن و داغ می کنند.

….و زاگرس می ماند و سیل، زاگرس می ماند و گرما، زاگرس می ماند و هوای بد، زاگرس می ماند و بی بارشی، زاگرس…. و یکی دو دهه دیگر زاگرس به تفتان، تشبیه می شود. با این تفاوت که تفتان با همان شکل و شمایل زنده است و برازنده و اما :

زاگرس سنگ هایش نیز از بین خواهند رفت. چون سنگ و گل، درخت و گیاه زاگرس تکمیل کننده همدیگرند.

…. و برای عزیزان دلسوز دین و دیانت و اخلاق عرض کنم که بدون شک در آینده اگر به این منوال پیش برود، خطر زیست محیطی ناشی از نابودی این گیاه، بسیار خطرناک تر از خطر اسراییل و آمریکا و….، حواهد بود. این یک حقیقت است. حقیقتی تلخ که گویندگان این حقیقت تلخ، از هیچ پشتوانه ای برخوردار نیستند.  

تا به حال از خود پرسیده اید چرا سه چهار دهه به مرور از بارش باران و برف در منطقه زاگرس کم و کمتر شده است؟ این است که من عرض می کنم روزی برسد که خشکسالی بر ما مستولی شود. حال هرچه می توانیم برویم و نماز استسقا بخوانیم. منکر نماز و دعا و درخواست از خداوند جل جلاله نیستم. زیرا از کلام خداوند با خبرم که فرمود« قل ارایتم ان اصبح ماؤکم غورا فمن یاتیکم بماءمعین؟». یا رسول مدنی صلی‌الله‌علیه‌وآله می فرمایند:« وقتی خداوند بر امتی غضب کند و عذاب بر آنان نفرستد، …. و باران از مردم قطع می‏شود و …، البته در همین رابطه هم، همه موارد گناه و قطع امر بمعروف و نهی از منکر و غیره نیست. همیشه گناه مردم و ناشکری هایشان و ( یا بی توجهی به نعات الهی که محیط زیست سالم هم یکی از آنهاست) مربوط نیست. گاهی این بی بارشی، در زبان ائمه اطهار علیهم السّلام به دلایل دیگر نیز اشاره دارد. امام صادق  علیه‌السّلام می فرماید:« … و اذا جار الحکام فی القضاء امسک القطر من‏السماء » یعنی هنگامی که زمامداران و حاکمان، در دادرسی  ظلم و ستم کنند، باران‏ از آسمان قطع می‏شود.

  با همه این ها، می خواهم بگویم، در چنین نمازی فرشتگان بر ما لعنت می کنند، زیرا ما نظام آفرینش و بوم سازه محیط زیست را نابود کرده و باران را در آن زمان در دعا و ثنا پی می گیریم.

 اما از ما حرکت و سپس دعا و بقیه را به خدا واگذا کنیم، نه این که خود را از پرتگاه بیندازیم و از خدا بخواهیم که به سلامت به پایین برویم. در این صورت نه تنها سالم به زمین نخواهیم رسید، بلکه   در روز جزا باید جوابگوی عمل خویش نیز باشیم.

نمی خواهم به بقیه زوایای انتقادها و خرده گرفتن ها بپردازم زیرا موضوع را سیاسی می کنند. اما  همین قدر بگویم که برای نجات این درخت شادی کردن جای خود دارد، اگر بتوانیم قربانی هم بکنیم، بی راه نرفته ایم. منظور از قربانی کردن این نیست که خود را چون جاهلان بر پای درختان قربانی کنیم ، بلکه  مظور این است که در راه نجات این طبیعت از ده ها و صدها « قربانی کردن ها» دریغ نکنیم.

کاش به جای پرداختن به چیزهای جزئی به اصل موضوع توجه می کردیم. مانند آن سنت و عرفی که درختی را تقدیس می کند و از آن « تابو» می سازد تا آن را حفظ کند. اما ظاهر امر این است که موضوع پرستش غیر خدا و عملی خرافه ای است. یا آن جا که آبی را مقدس، پرنده ای را سید و …، تا با توجه به زمان و عقل مردم زمانه، از طبیعت و مخلوقات خداوند محافظت کرد. ظاهر امر چیزی است که مسخره به نظر می رسد، اما وقتی به بطن وارد شویم متوجه اسرار زیادی در این امر خواهیم شد.

این است که گاه با برنامه هایی مردم را باید به میدان آورد. در آن ها تحرک ایجاد کرد. مردم بدون انگیزه به تحرک در نمی آیند. یکی از راه های تحرک و ایجاد انگیزه در مردم، مشارکت است. در فرآیند مشارکت بایستی به علای مردم توجه کرد.  هر حرکتی که مطاب ذایقه مردم نباشد، نابودی اش اجتناب ناپذیر است.

درود بر آنان که هدایت را اطاعت کردند.

نظرات
  1. توپ طلایی ۱۳۹۶-۰۱-۱۳ ۱۶:۴۷

    […] ۴۳ . بلوط های زاگرس ایستاده می میرند. گریه بلوط با چه وسیل…‎۱۲ مارس ۲۰۱۷ … باید بر درختان کهنسال و راست قامت بلوطی که در زاگرس« ایستاده می میرند» نوحه سر …. چون سنگ و گل، درخت و گیاه زاگرس تکمیل کننده همدیگرند. …  […]

نظرات پس از تائید مدیریت منتشر خواهد شد

نظرسنجی



محل قرار گیری نظر سنجی

طراحی و اجرا :  تابناك وب