با خواسته عارف موافقم

آن چه برای اصلاحات قابل توجه است، این است که کارنامه کارگزاران در دولت داری با شکست مواجه شده است، در حالی که دولت اصلاحات، با همه مشکلات سر راه خود، از کارنامه خوب و شایانی برخوردار بوده است.

۲۳ تیر ۱۳۹۶

دکتر جلال یوسفی

در رابطه با آن چه سهم خواهی دکتر عارف از حسن روحانی توسط افرادی این روزها در فضای رسانه ای و مجازی دست به دست می شود، موافقم زیرا، معتقدم که اگر عارف در سال ۹۲ کنار نرفته بود، شیخ سحن روحانی رییس جمهور ایران نمی شد. هم چنین بر این اعتقاد هستم که آن چه امروز لیست امید نام دارد، با پشتیبانی اصلاح طلبان به مجلس راه یافت. در انتخابات اخیر هم کمتر انسان با وجدانی است که نقش اصلاحات را در انتخاب رییس جمهور منتخب نداند.  در همین رابطه برجسته بودن نقش اسحاق جهانگیری در مناظره های تلویزیونی سال جاری بر آحاد ملت آشکار است.

در مجموع می توان گفت، آن چه در این چهار سال گذشته، واقعیت داشته این است که بدنه و مجموعه رأی دهندگان( ملت) را اصلاحات تشکیل می دهد و آن ها که بدنه دولت و پست های کلیدی اجرایی را به خود اختصاص داده اند، همان کارگزاران دو دهه قبل اند که اسم عوض کرده و تدبیر و امید را بر خود نهاده اند. آنانی که به زعم ما تاجرانی بیش نبوده و به راحتی به معاملات دست زده اند و تاریخ این چانه زنی ها و تجارت در سیاستشان نزد ملت مضبوط است.

آن چه برای اصلاحات قابل توجه است، این است که کارنامه کارگزاران در دولت داری با شکست مواجه شده است، در حالی که دولت اصلاحات، با همه مشکلات سر راه خود، از کارنامه خوب و شایانی برخوردار بوده است. بنابراین، در این بین اصلاحاتی ها نمی خواهند سیاهی لشکر باشند. دولت آقای روحانی نیز، سوای از موضوع برجام نتوانسته است، کارنامه قابل قبولی از خود ارایه دهد و متأسفانه وزارتش بر کام کارگزاران سازندگی( با هر نام فعلی) و شکستش به پای اصلاحات ثبت می گردد. این چیزی است که در آینده از نام اصلاحات در افکار عمومی خاطره ای نامناسب به یادگار می گذارد.

کیست که نداند، اگر شورای نگهبان و ساختار مرتبط با آن نبود، در مجلس گذشته  تدبیر و امیدی به وجود نمی آمد و اگر هم ایجاد می شد، موفقیتی نداشت. اما خوشبینانه اش این است که این برخورد شورای نگهبان ناخواسته موجب موفقیت یک طیفی در انتخابات گردید و بدبینانه اش این است که شاید برخورد مهندسی شده از سوی طیف هایی برای رعایت تعادل در کسب مناصب دولتی بوده است. فرآیند انتخاب علی لاریجانی به عنوان رییس مجلس بر هیچ اصلاح طلب و اصلاح دوستی پوشیده نیست و اگر هم بدنه اصلاحات در بین مردم سکوت اختیار می کنند، به دلیل نه گفتن به طیف مقابل است نه رأی به عنصر دلخواه خود.

همین الان هم اگر طیف های درگیر در اصلاحات استخوان در گلو و سرخی بر صورت نگه می دارند، به دلیل جلوگیری از حاکمیت طیفی است که نه تنها در امنیت، در مسایل اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و …، موفق نبوده اند،  بلکه بر پیکره این کشور نیز آسیب های جدی وارد کرده اند. بنابراین، اگر قرار است، این بار نیز بعد از چهار سال دیگر، دولت به دلیل پیکره ای تجارتخواهانه از  طیفی بدلی از اصلاحات با شکست روبرو گردد و دود آن به چشم اصلاحات برود، بهتر آن است که در همین اثنای کار تکلیف خود را روشن نماید.

در پایان به استحضار آن عده از افرادی که این روزها به نام اصلاحات چهار نعل می تازند و هرچه می خواهند می نویسند، رسانده می شود که اصلاحات یک تفکر است، تفکری که ارثیه پدری هیچ کس و هیچ باندی نیست. چه آقای شیخ حسن روحانی باشد( که نیست) و چه شکوری و افراد دیگر.

در پایان به طیف اعتدالیون ( با هر نامی) عرض می کنم که به فکر انتقام و بی مهری و امثال آن نباشند، زیرا در آن صورت با دست خود نفت بر آتش جناح رقیب انداخته اند. این یک هشدار جدی است و از زخمی ناسور بر خواهد آمد.

نظرات
نظرات پس از تائید مدیریت منتشر خواهد شد

نظرسنجی



محل قرار گیری نظر سنجی

طراحی و اجرا :  تابناك وب