سرقت علمی برای همه

عدالت خداوند مقام و درجه و رتبه و پست مدیریتی نمی شناسد. آتش علی (ع) دست بردارش را سوزاند تا به او بفهماند که عقیل تو برادر منی، باش، تو فقیر و عائله مندی، باش، اما بدان آتش جهنم سوزنده تر از این سوزندگی یک شمع است.

۳ مرداد ۱۳۹۶

دکتر جلال یوسفی

سرقت علمی به عنوان یک موضوع بسیار حاد و مسئله اجتماعی مدت زیادی است که در دنیا و به ویژه در ایران وجود دارد. حتی این سرقت گاه به دوران گذشته نیز باز می گردد، به طوری که نگارنده این سطور این فرض را در ذهن خود دارد که مطالب اقتصادی عبدالرحمن ابن خلدون، دانشمند مسلمان تونسی یکی از قربانیان سرقت علمی است که توسط آدام اسمیت معروف به پدر علم اقتصاد مطالب ایشان را به نام خود در کتاب « ثروت ملل» آورده است. در رابطه  با این موضوع، دیدگاه اقتصادی ابن خلدون را خط به خط مطالعه و با کتاب ثروت ملل اسمیت مقایسه کرده ام. در جواب نقد یکی از اقتصاد دانان برجسته کشور به مقاله ام، بیان کردم که فاصله زمانی بین ابن خلدون و اسمیت نزدیک به پنج سده است.  یا این که مطالب ابن خلدون از طرق متعددی( که در مقاله آورده ام) به دست اسمیت رسیده و او با اطلاع از این موضوع اسمی از ابن خلدون نیاورده است. از دیگر سو، اگر به فرض( که نزدیک به محال است)، همان دیدگاه ابن خلدون نیز در تراوشات فکری اسمیت بدون اطلاع از ابن خلدون ایجاد شده باشد، نیز باید بپذیریم که ابن خلدون چندین قرن قبل از اسمیت به این دیدگاه رسیده بود، بنابراین، پدر واقعی علم اقتصاد، عبدالرحمن ابن خلدون است که در کتاب مقدمه خود، پیرامون مسایل اقتصادی به تفصیل بحث کرده است و نه آدام اسمیت.

در کشورهای مختلف نیز از این نوع از دزدی ها از سایر کشورها به ویژه از دانشمندان مسلمان و ایرانی ها صورت گرفته است.

در ایران سرقت علمی الی ماشاء الله فراوان است. از وزیر علوم احمدی نژاد تا مدیران برجسته سازمان های دیگر و حتی نهادهای انقلابی. من خودم قربانی سرقت علمی هستم. علاوه بر سرقت مطالب و مقاله هایم، پایان نامه ارشد و هم چنین فصل اول یکی از کتاب هایم به صورت کتاب در انتشارات معروفی منتشر گردید و این به دلیل اعتماد یکی از اساتیدم به دانشجویانش بود که به دلیل احترام به آن استاد که او را دوست دارم( البته ایشان به من گفتند علیه سارق شکایت کن) و این که طرف مقابل از نظر مذهبی در این کشور در اقلیت بود و نخواستم بگویند شیعه ها به ما ظلم می کنند، من از شکایت صرف نظر کردم.  از دیگر سو چنان که اخیراً نیز در تلگرام اختصاصی خود بیان کرده ام، طرح ارایه شده به یکی از دانشگاه های معتبر کشور توسط اساتید به نام خود به سازمانی دولتی فروخته شده است. به همین لحاظ در اگر به نا به ضرورت مطلبی را در فضای مجازی منتشر کنم، ( اخیراً) هیچ منبعی در آن نخواهم آورد.

از پرونده های مفتوح در مراجع قضایی در رابطه با بورسیه ها، تا کسانی که اخیراً در انتخابات ریاست جمهوری اعتبار مدارکشان زیر سؤال رفت از این نمونه اند. از طرفی کیست که نداند دکترهایی که همچون قارچ از این کشور سر برآوردند، در دانشگاه ها توسط افراد متعدد از جمله ریاست اسبق دانشگاه آزاد اسلامی مدرک نگرفته اند. کافی است با اساتید آن دانشگاه ها دوست باشی و از این مدارک برایت داستان ها بیان کنند.

مدت ها قبل یعنی از چهار سال قبل اعتبار مدرک رییس جمهوری فعلی زیر سؤال رفت. کار به جایی رسید که عضو هیئت ژوری دانشگاه گلاسکو طی بیانیه ای به رییس جمهوری کشورمان پیروزی او را به عنوان یک دانشجوی موفق در آن دانشگاه تبریک گفت. پس از مدت ها که باندهای فکری نتوانستند در خصوص رییس جمهوری به مدرکی دست پیدا کنند، اخیراً صحت رساله دکتری ایشان را به نحو دیگری زیر سؤال برده و از نام یک تشکل تقریباً مشابه از نظر نام با تشکل همخوان رییس جمهور اما در واقع ساخته شده برای رو در رویی با روبرو استفاده کرده اند.

بر آن نیستیم که از ریاست جمهوری اسلامی ایران دفاع کنیم بلکه اگر ثابت گردد که ایشان موارد را رعایت نکرده بدون شک جزء اولین منتقدین و شاکیان او خواهیم بود، اما به نظر می رسد که اگر روحانی همانند مرحوم رفسنجانی سعه صدر نشان دهد، با توجه به موقیعتش در سه دهه و اندی در پست های امنیتی بتواند پته بسیاری را بر آب دهد. به نظر می رسد که این موضوع یک مضوع سیاسی است و مثل همیشه سخن ما این است « اگر قرار است مست ها را دست گیر کنند باید همه  مست های شهر را بگیرند.

نکته دیگر این که صرفاً داشتن مدرک و صحت اعتبار علمی آن به عنوان رعایت قواعد و بودن نمرده در کارنامه ها نیست. به قول استادم پروفسور ساروخانی« برخی دکتری را پاک گرفته اند». بسیارند از مدیران ما که با چند میلیون و یا ساعت های اضافه کار به نیروهای خود، دکتری را اخذ کرده اند. کاش همانطور که برای ورود به مجلس خبرگان ابتدا به ساکن امتحان گرفته می شد، هیئتی بی طرف و بدون تفکرات حزبی و نیز دوستی ها و لابی ها، از این دکترهای ما امتحان می گرفتند. از میان مدیران بالای کشور افرادی وجود دارند که علاوه بر میدیریت سازمان خود، دارای کرسی دانشگاهی بوده و یک مقاله یا کتابشان را خود ننوشته اند.  

با همه این اوضاع خواهان بررسی مدرک دکتری آقای حسن فریدون ( روحانی) بوده و همان طور که برادر ایشان الان در اختیار قوه قضاییه برای پیگری موارد اتهامی است، امیدوارم سایر برادرها، سایر دوستان، سایر فرزندان و باجناق ها و برادر خانم ها و …، نیز به پای میز عدالت نظام مقدس جمهوری اسلامی کشانده شده و مدارک سایر حضرات اعم از مدیران قوای مقننه، مجریه، قضاییه، حوزه علمیه، ارتش جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی و سایر سازمان ها و …، همه و همه نیز مورد بررسی قرار گیرد. نگارنده معتقد است که تا دزدها به گیوتین عدالت سپرده نشوند و ناشاست ها الک نگردند، کشور ایران روی توسعه را نخواهد دید. اما اگر قرار است سری زیر گیوتین برود، فقط فاضل خداداد نباشد، اگر قرار است برادری محاکمه شود، فقط حسین فریدون نباشد، اگر دوستی محاکمه گردد، بقایی نباشد، اگر مدرکی زیر سؤال می رود فقط مرحوم کردان و حسن روحانی نباشد. همه در برابر قانون با هم یکسانند. عدالت خداوند مقام و درجه و رتبه و پست مدیریتی نمی شناسد. آتش علی (ع) دست بردارش را سوزاند تا به او بفهماند که عقیل تو برادر منی، باش، تو فقیر و عائله مندی، باش، اما بدان آتش جهنم سوزنده تر از این سوزندگی یک شمع است.

البته نباید از نظر دور داشت که استفاده نادرست از مطالب دیگران که Academic dishonesty یا خیانت در امانت یا سرقت علمی نامیده می شود، گاهی از روی جهل و عدم اطلاع از نحوه بهره برداری است. البته ممکن است نیز به منظور فریب دیگران باشد. از این نظر نیز باید مطلب مورد توجه قرار بگیرد.

برای ملت ایران، نظام مقدس جمهوری اسلامی، سرافرازی، موفقیت و پاک زیستی را آرزو کرده و امید آن دارم که توسعه پایدار و همه جانبه را در کشور خود شاهد باشیم.

 

نظرات
نظرات پس از تائید مدیریت منتشر خواهد شد

نظرسنجی



محل قرار گیری نظر سنجی

طراحی و اجرا :  تابناك وب