پیام دکتر جلال یوسفی به مردم ممسنی بزرگ به مناسبت بزرگداشت هفته دفاع مقدس

آیا جوانان جنگجو و رزمنده را توانسته ایم ، در حال و هوای آن زمان نگه داریم؟! آیا به یک در هزار مردانگی و ایثارشان پاسخ داده ایم؟! آیا بستر جامعه را در شأن آن ها آماده کرده ایم؟!

این قلم نمی تواند به این سؤالات و صدها سؤال از این گونه پاسخ دهد.

۳۱ شهریور ۱۳۹۴

به نام خداوند بخشنده مهربان

مردم شهید پرور شهرستان های ممسنی  و رستم

سلام علیکم

۳۱ شهریور ماه، یادآور خاطره تهاجم رژیم بعث عراق به مرزهای کشورمان، ایران عزیز است. کشوری که هنوز خون ریخته شهدایش به دستان پلید طاغوت بر مفرش خیابان هایش خشک نشده بود.


هفته دفاع مقدس یادآور سال ها مردانگی و شجاعت و از خودگذشتگی مردان و زنانی است که تاریخ بر رشادت­شان در برابر تهاجم بیگانگان شهادت می دهد.

هفته دفاع مقدس یادآور از خویشتن خویش گذشتن برای دیگران است. گذشتن از عزیزترین سرمایه برای ماندن، اقتدار، استقلال و سرافرازی و دفاع از ناموس کشور.

هفته دفاع مقدس یاد آور دوران مردانگی و بی ریایی، دوران ایثار، دوران خالص بودن، دوران دور ریختن منیت ها، یکی شدن، همبستگی و … است.

دنیا یک طرف و کشوری تازه رهیده از بند استبداد یک طرف. اروپا، آمریکا، اعراب متعصب و … همه دست در دست صدام حسین گذاشتند تا در طول سه روز تهران را فتح کنند!

نوجوانان ، جوانان و میان سال و پیران ،  از اقصی نقاط کشور چون جوی های جاری از کوهسار به هم پیوستند و رودخانه ها تشکیل و به دریایی بی کران و خروشان تبدیل گردیدند و آن شد که به دنیا درس عبرت داده شد تا بدانند که «ایرانی» هیچ وقت ظلم و تجاوز را بی پاسخ نخواهد گذاشت.

در دیار ایل و تبار من، ششصد کبوتر خونین بال در این میدان مملو از آهن های تفتیده در خون غلتیدند و در کنار شهر و روستا و آبادی هایمان در ممسنی بزرگ گلستان هایی را ایجاد کردند تا ترنم روح مان باشند.

بیش از دو هزار جانباز که شب ها با درد می خوابند. ناله شان را فقط عرش می شنود. ده ها هزار ایثارگر از این دیار رفتند تا در کنار سایر هم وطنان شان خفاشان را با نور خویش کور کنند و چه شگفت انگیز هم کور نمودند.

آری، قلم از بیان آن چه که این ها کردند قاصر است. قلم شکسته کجا و سیاهه کردن در باره ارزش و منزلت افلاکیان خاکی کجا؟!

قلم شکسته کجا و خون سرخ ریخته شده در خاک سرخ کجا؟!

قلم شکسته کجا و سخن از ایثار و شب زنده داری های ایثارگران ممسنی بزرگ کجا؟!

و … اکنون دهه ها از این حادثه می گذرد.

ما برای این مردم چه کرده ایم، چیزی است که باید مدیران این کشور بنشینند و وجدان خود را  قاضی قرار دهند.

آیا جوانان جنگجو و رزمنده را توانسته ایم ، در حال و هوای آن زمان نگه داریم؟! آیا به یک در هزار مردانگی و ایثارشان پاسخ داده ایم؟! آیا بستر جامعه را در شأن آن ها آماده کرده ایم؟!

این قلم نمی تواند به این سؤالات و صدها سؤال از این گونه پاسخ دهد.

اما آن چه که نگارنده این سطور می تواند به این مردم بگوید این است که: به عنوان یکی از کسانی که فرزندان شما را به میان آتش فرستاد تا از نوامیس خود دفاع کنند، شرمنده شما هست. شرم از این که مرا نه قدرتی است و نه کسوتی که بتواند یک در هزار از این همه ایثار و از خودگذشتگی را پاسخ دهم.

از مفرش ساخته شده، برج های به هوا رفته، قصرهای ییلاقی، چمدان های خارج شده، بر باد دادن بیت المال … تا بی حرمتی ها و… همه را می دانم و می سوزم. فقط می توانم بگویم شما بزرگید. بزرگ ! به بزرگی کوه قاف که هیچ وقت نه چشمی آن را دید و نه پایی بر آن گذاشته شد!

سترگی شما را می ستایم. خاک پایتان را طوطیای چشمم می کنم.

و…

این هفته را به همه شما  و به ویژه خانواده ها و بازماندگان شهداء گران قدر، جانبازان و ایثارگران  عزیز تبریک می گویم و امید آن دارم که مسؤلین و مدیران کشور و به تبع آن مدیران شهرستان هایمان قدر و منزلت شما مردم غیرت مند را  بدانند که در حقیقت تا الان از شما غافل بوده اند و بوده ایم.

درود بر آنان که هدایت را اطاعت کردند.

کوچک مردان و زنان ممسنی بزرگ

جلال یوسفی

نظرات
  1. ف- بازیار ۱۳۹۴-۰۷-۰۲ ۱۶:۳۵

    آفرین دکتر

    رزمنده میادین نبرد و علم

    خاکی بودنتان مرا عاشق شما کرده است. عشقی که باور کنید به پدر خویش به آن اندازه نداشته ام. ای کاش فرزند شما بودم. ای کاش فرزند شما بودم. دوستتان دارم ، به اندازه دریاها و آسمان ها و کرات دیگر نه! خیلی بیشتر دوستتان دارم.

    شما برای من اسوه هستید. چقدر دلم می خواهد بتوانم مثل شما بشوم، آیا شدنی است؟

  2. Sherlyn ۱۳۹۵-۰۵-۲۵ ۱۵:۳۶

    Thnnkiig like that is really amazing

نظرات پس از تائید مدیریت منتشر خواهد شد

نظرسنجی



محل قرار گیری نظر سنجی

طراحی و اجرا :  تابناك وب