امروز : چهارشنبه,۲ام خرداد ۱۴۰۳

نامه اعتراضی به ریاست صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

به نظر می رسد، شما به عنوان رییس یک رسانه ملی که ادعا دارد، دنیا را در تحت سیطره خود دارد، نسبت به « انگ» خوردن رسانه ها مطلع باشید و باید بدانید که اگر رسانه ای از هر نوع آن (در تقسیم بندی­های امروزی) ، به نوعی دچار « انگ» شد، به راحتی دیگر نمی تواند، حتی واقعیات را به مخاطبین خود انتقال دهد.

18 دسامبر 2015

نامه زیر از سوی دکتر جلال یوسفی، برای محمد سرافراز ریاست صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در واکنش به برخورد نادرست آن رسانه با آیت الله هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی ارسال گردید.


جناب آقای سرافزار ریاست  صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

با سلام و درود بی پایان

اگر نبود که شما از یک خانواده روحانی برخاسته اید و برادر دو شهید والامقام هستید و در بطن انقلاب بوده اید، شاید هرگز این سیاهه را به حضورتان ارسال نمی کردم.

انسان وقتی برخی اخبار و تحلیل ها را در تاریخ مستند می خواهند، گاه عقل او، ایجاب می کند که داده ­های دریافتی را برای رسیدن به صحت آن­ها در کنار یکدیگر بگذارد. رویدادهای تاریخی مغلطه آمیز آن قدر در تاریخ ما مشاهده شده است که هر انسان آزاده ای به راحتی نمی تواند هر خبر، رویداد و یا حادثه ای را به راحتی بپذیرد، به ویژه در عصر حاضر که فضای مجازی دنیا را در نوردیده است. دنیایی که از کودک خردسال، نوجوان، جوان، میانسال و پیرها را به خود مشغول کرده است.

جناب آقای سرافراز اگر یک روز قدم رنجه کرده و از طریق مترو و بین مردم شهر تهران را یک دور بزنید ، بدون شک گوشه هایی از این سرگرمی ها و دلمشغولی های انسان های هم وطن خویش را با دنیای مجازی خواهید دید.که البته این سخن برای شما در حقیقت مصداق « زیره به کرمان بردن» است. اما برای یادآوری این امر است که ، امروزه به راحتی نمی توان مثل قدیم نوشته هایی را به خورد مردم داد و یا اخباری را به استناد موارد شفاهی به دیگران قبولاند.

این یک طرف قضیه است. طرف دیگر قضیه در مورد دو سه دهه اخیر است که امثال بنده و جناب عالی  با چشم سر خویش حوادث کشورمان را مشاهده کرده و با آن ها در دنیای زیسته خویش گذران کرده تا به این جا رسیده ایم. اگر بخواهیم این تاریخ مشاهده شده و تجربه زیسته خود را نیز برای دیگران به عکس نشان دهیم، از یک سو به عقل و شعور مردمی که در این دو سه دهه خود حوادث را دیده و با آن زندگی کرده اند توهین کرده و از سوی دیگر متهم به این هستیم که سر خود را در برف فرو کرده ایم.   

برای نگارنده ای که نوجوانی ام با نوجوانی این انقلاب آغاز گردیده است، بسیار شکننده است که با این هزینه ای که مردم این کشور برای این حرکت عظیم مصروف کرده اند، بخواهم پیری آن را نیز در کنار پیری خود ببینم. رنگ شعارهایش را مانند رنگ موی خویش دگر گون شده و چروک هایی که در بدنم پیدا شده را در بدنه این نظام و حرکت مردمی نیز ببینم!

یادم نمی رود که برخی از کسانی که امروزه در « جام جهان نمای» شما دارای کرسی حرف و حدیث و سخن هستند، در زمانه سختی های انقلاب در کنار سلسله جنبان انقلاب و یاران با وفایش نبودند که بماند بلکه در کار این حرکت حتی کار شکنی نیز می نمودند! و زهی تأسف از این که رادیو و تلویزیونی که از بودجه بیت المال هزینه می کند، در مظان اتهام وابستگی گروهی قرار گیرد.

جناب سرافراز عزیز

نه من برآن هستم که سخن به درازا بکشانم و نه حوصله مردم این امر را بر می تابد و نه به گمانم شما وقت آن را داشته باشید که این نوشته را خود از آغاز تا انتها مطالعه نمایید. از این رو به صورت فشرده مواردی که از نگرانی های یک عضو از این جامعه است و این نگرانی ها ، دل نگرانی بسیاری از دردمندان این کشور است را به سمع شما می رساند.

جناب سرافراز

صدا وسیما در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در اقدامی عجیب و غیراخلاقی آیت الله هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی را به حاشیه افکنی در انتخابات خبرگان متهم کرد.

این چنین  برنامه هایی که به صورت غیر اخلاقی به تخریب دولت، اعتدالگرایان و اصلاح طلبان می­پردازد که شاهد آن انتخابات ۸۸ و حوادث آن زمان و حاشیه های آن و همراهی بی قید و شرط و بدون درنگ با دولت وقت بوده  است.

جناب رییس

 این بار، جام جهان نمای شما، پا را فراتر گذاشته و به صورت مستقیم رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و یادگارحضرت  امام خمینی(ره) را به حاشیه سازی و بازی های سیاسی متهم کرد. سازمان تحت امر جنابتان، مدتی است که به صورت مسقیم به تخریب یک طیف سیاسی می پردازد و با ادبیاتی زشت و زننده به جانبداری از یک جریان سیاسی خاص و تخطئه جناح مقابل می پردازد.

اخیراً در یکی از برنامه های جام جم، دو دختر جوان در گزارش برنامه ویژه های هفته، نخست، انتخابات خبرگان رهبری را انتخاباتی بی حاشیه معرفی کردند وسپس با اشاره به صحبت های حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی در خصوص وظیفه نظارتی خبرگان، این صحبت ها را اگرچه دارای قدمت دانستند ولی بازخوانی آن از طرف آیت الله هاشمی رفسنجانی را حاشیه ساز و دارای اغراض سیاسی عنوان کردند!!!

آنان هم چنین، در ادامه برنامه یاد شده،  با اشاره به کاندیداتوری حضرت آیت الله سیدحسن خمینی، با تاکید بر لقب «حجت الاسلام»، حمایت مردم از او در شبکه های اجتماعی را حاشیه ای جدید بر انتخابات مجلس خبرگان دانستند و او را مورد حمله قرار دادند!!!

جناب رییس رادیو و تلویزیون

به نظر می رسد، شما به عنوان رییس یک رسانه ملی که ادعا دارد، دنیا را در تحت سیطره خود دارد، نسبت به « انگ» خوردن رسانه ها مطلع باشید و باید بدانید که اگر رسانه ای از هر نوع آن (در تقسیم بندی­ های امروزی) ، به نوعی دچار « انگ» شد، به راحتی دیگر نمی تواند، حتی واقعیات را به مخاطبین خود انتقال دهد.

یادآوری می شود که خبرنگاران و شبکه های رسانه ای ، در جامعه شناسی ارتباطات جمعی به « دروازه بانان» معروف بوده و لذا شایسته است  رسانه تحت امر حضرت عالی ، در گزینش اخبار به نحوی اقدام بنمایند که دچار انگ نگردد.

جناب سرافراز

گذری به یک دهه و اندی از برخورد طیفی سازمان تحت اختیار شما،  نشان از آن دارد که با تغییر مدیریت می بایست در گذشته عملکرد این سازمان تجدید نظر می شد اما این سازمان، به حمایت های بی دریغ از دولتی که رییس آن در همین سازمان شما به طور مکرر از پاک دستی خود در طول تاریخ سخن می گفت، پرداخت و در آخر که اختلاس های سرسام آور و دهشتناک و بی نظیر از درون آن دولت سربرآورد، هرچند باید برای آن سازمان عبرتی می گردید تا با جبران عملکرد گذشته خود، تا حدودی به اعتماد سازی در بین مردم می پرداخت، ولی باعث تأسف است که از این باغ هر دم بری می رسد!

این تازه یک بعد از اشکالات و انتقادات وارده بر این سازمان عریض و طویل است. برخورد با قومیت ها در سریال ها و برنامه های تلویزیونی، خود به ایجاد بی اعتمادی و گسستگی مردم منجر گردیده است که در جای خود بر بی اعتمادی مردم نسبت به این رسانه می افزاید. به تمسخر گرفتن لرها در سال های قبل، حوادث آذربایجان در سال های گذشته و سال جاری تنها بخش های کوچکی از برنامه های تفرقه انگیز آن سازمان است که امید آن داریم که این جریان ها سهوی بوده و نه به عمد.

جناب سرافراز

آیا با بستن رادیو تلویزیون بر اندیشه های متعدد و قرار دادن آن در اختیار یک طیف و تفکر خاص و از سوی دیگر جمع آوری دیش ها از پشت بام ها می توان مردم  و به ویژه نسل جوان را متوجه برنامه های آن سازمان نمود؟!

آیا فیلتر کردن فضاهای مجازی تا الان موفق بود ه است؟!

آیا گرفتن ها و بازداشت ها در این رابطه موفقیت آمیز بوده است؟

…و آیا…؟!

بدون شک خیر، و خود شما بهتر از امثال بنده می دانید که نه تنها این گونه رفتارها موجب بازداشتن مردم از امری که ما آن ها را از آن منع می کنیم، نمی شود بلکه « الانسان حریص علی ما منع».

جناب رییس

آیا وقت آن نرسیده است که این سازمان را از نظر عملی هم به اسمی که بر آن گذاشته ایم، مسمّا بکنیم. « رسانه ملی» اسمی است که واقعاً مردم خواهان آن هستند که به واقعیت مبدل گردد.

سخن کوتاه می کنم. در ابتدا گفتم امثال بنده هنوز در خاطرمان افراد و گروه هایی هستند که در لباس دین و گاه سیاست های انحرافی از خط امام(ره) با آن بزرگوار زاویه داشتند و الان دایه مهربان تر از مادر شده اند! اذهان من و نسل من نمی تواند از شما بپذیرد که سازمان تحت امرتان در باره نزدیک ترین فرد به امام و نیز فردی دیگر که بر زانوهای امام نشسته و در دامن او بزرگ شده است؛ این طور بتازد!

امید آن دارم که با صعه صدر با ملت همراه شده و با همراهی با افکار عمومی مردم سازمان تحت امر خود را از « انگ » خوردن برهانید.

درود بر آنان که هدایت را اطاعت کردند.

برادر شما

جلال یوسفی/جانباز دفاع مقدس و برادر شهید

تهران ۲۸ آذرماه ۱۳۹۴

نظرات
نظرات پس از تائید مدیریت منتشر خواهد شد

نظرسنجی



محل قرار گیری نظر سنجی

طراحی و اجرا :  تابناك وب