امروز : سه شنبه,۵ام تیر ۱۴۰۳

پایان دوره ریاست جمهوری در ارسباران

البته ما گرگ باران دیده هستیم. حادثه هفتم تیر، هشت شهریور و امثال آن نمی تواند بر روند جاری مملکت ما  تأثیری منفی بگذارد هرچند نبود این شخصیت ها برای ما سخت خواهد بود.

22 می 2024

اینجانب با هیچکدام از افرادی که در حادثه سقوط چرخ بال ریاست جمهوری فقید کشورمان در ۳۰ اردیبهشت ۱۴۳۰ شمسی در بازگشت از سفر افتتاح پروژه ای در مرز کشور، از نزدیک آشنایی نداشتم. آنچه را که از آنان می دانستم در حد اطلاعات مرسوم در وسایل ارتباط جمعی بود و البته یا توجه به عملکرد آنان اطلاعاتم نسبت به قبل بیشتر می شد.

اما چند نکته که واقعاً مرا در این حادثه- سوای از اینکه آنها افرادی از رجال سیاسی کشورم بودند- مرا متدثر کرد، برخی اتفاقاتی بود که در این مدت سه سال دیدم و شنیدم. در اینجا به چند مورد اشاره می کنم.

اول: من به ایشان رای ندادم، زیرا کاندیدم فرد دیگری بود که در ستاد ایشان مشغول بودم و البته این کاندید هم بعد از پیروزی زنده یاد آیت الله رییسی به هیأت دولت رفت.

دوم: یا این که من در انتخابات از ایشان پشتیبانی نکرده بودم، اما پس از پیروزی و در مدتی که تا شروع ریاست جمهوری ایشان شروع می گردید، از طرف دفتر موقت ایشان با من تماس گرفتند و از من هم در باره برنامه های کلی کشور و هم زادگاهم سؤالات زیادی پرسیدند و حتی در خواست کردند که اگر پیشنهادی دارم ارایه دهم، و آدرس سایتی را هم دادند که در آنجا مراجعه و نظراتم را بیان کنم.

سوم: از مجلس شورای اسلامی نیز دفتر پژوهش ها بلافاصله همان سؤالات پرسیده شد که به گمانم این نیز در راستای کمک به ریاست جمهوری بود.

چهارم: همه ما در زندگی اشتباهاتی داریم، گاهی به عمد و گاهی لفظی، آیت الله دکتر رییسی – به نظر من به دلیل تند حرف زدنشان- گاهی الفاظی را (خیلی کم) بیان می کردند که مورد تمسخر بسیاری قرار می گرفتند، اما ایشان هیچگاه کوچکترین عکس العملی نشان ندادند، سعه صدرشان ستودنی بود. لحن شان شاید تند به نظر می رسید اما واقعاً دلشان پاک و درونشان صاف و هدفشان خدمت بود. در حقیقت نیتشان خیرخواهی برای مردم بود.

پنجم: زندگی ساده ایشان و مادرشان که پس از ارتحال ایشان مشخص گردید که چه زندگی ای دارند، برای من مبهم بود و این را نمی دانستم. ایشان با تمام قدرتی که از نظر سیاسی داشت، هیچ چیز برای خود و خانواده برنداشته بود.

من به عنوان یک متخصص و تحصیل کرده در امر توسعه و به ویژه توسعه روستایی نحوه اجرای برنامه برخی از وزرای ایشان را نمی پسندیدم ، اما به این معتقد بودم که ارزیابی عملکرد دولت ایشان فعلا زود است و باید در پایان چهار سال و به خصوص در دوره بعدی آثار آن را در جامعه بررسی کرد، که البته جنگل های سبز ارسباران پایان سفر استانی و خدمتگذاری ایشان بود و زمانی برای بررسی چهار ساله خدمتی ایشان برای امثال حقیر باقی نگذاشت.

ششم: ایشان به اعتقاد من یکی از رؤسای جمهوری ما بود که قبل و  بعد از ریاستش بر کرسی ریاست جمهوری از نظر روحیه و اخلاق فردی تغییری در روحیه فردی او پید انشد ، بلکه  خودمانی تر نیز گردید که من همیشه این روحیه او را می ستودم. هرچند گفتم که  شیوه عملکرد برخی از وزرای ایشان را نمی پسندیدم و البته شهادت می دهم که ایشان هدفشان خدمت بود و  دوره ریاست ایشان بر قوه مجریه ما شاهد مچ گیری بسیاری از اختلاس گران مرتبط با دولت بودیم.

ششم: دکتر حاج سید ابراهیم رییسی، به گفته خودش در فقر یتیمی بزرگ شده بود و فقر را خوب می شناخت. بر همین اساس، در سفرهای استانی اش از نزدیک با مردم ب ارتباط اجتماعی می گرفت، هرچند سیاسیون این عمل ایشان را شنانتاژ سیاسی می دانستند، ولی عصبانیت او در یاسوج به راننده اش نشانگر روحیه مردمی او بود و امثال این کار، و یادم نمی رود نامه ای را که از دست پیرزنی بختیاری گرفت و در جیب خود گذاشت و  حتی گفت نامه اش را به من بدهید( بر خلاف برخی از رؤسای جمهور که روز بعد از ترک یک منطقه خاص گونی هایی از نامه های مردم را در پیرامون فرمانداری شهرستانی خاص پیدا کردیم-

فرد دیگر؛ آیت الله آل هاشم، امام جمعه تبریز  است، که فردی خوش ذوق بود و خودش به نحوی می دانست که سومین شهید امام جمعه تبریز خواهد بود و اشعاری که می سرود، نشانگر روحیه بی آلایش او بود. گفته های پدر پیرش نشانگر عظمت این شهید بود. و دلنوشته آیت الله سید حسن عاملی  امام جمعه تبریز به زبان آذری که در کنار تصویرش در مجلس خبرگان رهبری ایستاده و نوشتند: «یادندیم الله» یعنی خدایا سوختم.

حسین امیر عبداللهیان، شصت و ششمین وزیر امور خارجه ایران

وزیر امور خارجه ای که همسرش می گوید سی سال از او تلمذ کردم. او نیز چون رییس جمهور فقید کشورمان در کودکی پدر خود را از دست داده و  حس یتمی را به همراه خود دارد. فردی که سال های سال در وزارت خارجه کشور با وزیران مختلف در پست های متعدد خدمت کرده است.

و سردار موسوی که خاطره پدرش از خداحافظی او و بوسیدن پای پدر و مادرش و … همه اینها نشانه های هستند که در این دنیا برای ما درکش از نطر علمی سخت اما واقعیت هستند.

و نظامیان جان بر کفی که جزء خدمه بالگرد بودند و خلبان آن طبق گفته خلبانان همکارش از جمله زبده ترین خلبانان و از افراد ممتاز دوره تحصیلی اش بود.

استاندار جوانی که یک طفل شش ماهه در راه دارد و از پدر فقط بعدها قاب های عکسی خواهد دید.

مظلومیت آقای رییسی واقعاً مرا به یاد شهید بهشتی انداخت. هجمه ها به ایشان به خصوص وضعیت دلار و بازار بلبشوی جهانی  که روی داد، اما او تلاش خود را می کرد.

ارتحال شهادت گونه ریاست جمهور ، وزیر فقید امور خارجه، و هیأت همراه را تسلیت و برای بازماندگان آنان از خداند صبر مسئلت می نمایم.

در پایان ذکر این نکته ضروری است که همه این حوادث به آمریکای جانی بر می گردد که به دلایل روحیه استکبارگری اش، ملت ما را تحریم کرده و ما نمی توانیم ساده ترین قطعات هواپیما و … را بخریم و در نهایت این حوادث روی می دهد.

البته ما گرگ باران دیده هستیم. حادثه هفتم تیر، هشت شهریور و امثال آن نمی تواند بر روند جاری مملکت ما  تأثیری منفی بگذارد هرچند نبود این شخصیت ها برای ما سخت خواهد بود.

نظرات
نظرات پس از تائید مدیریت منتشر خواهد شد

نظرسنجی



محل قرار گیری نظر سنجی

طراحی و اجرا :  تابناك وب