امروز : سه شنبه,۱ام خرداد ۱۴۰۳

زیارتگاه های طبیعی( نگاهی گذزا به دلایل شکل گیری)

انسان های بومی جامعه خویش را با کمک قوانین خاص جامعه خویش که تا بوها مهمترین آن بودند، اداره می کردند. بنا براین تا بو در نگهداری و حفظ تعادل این گونه جوامع نقش اساسی داشته است و هنوز نیز در بسیاری از جوامع بومی دنیا این نقش گرچه شاید کم رنگ شده باشد ، اما همچنان باقی است.

6 سپتامبر 2015

در جوامع روستایی و عشایری ایران بسیار دیده ایم که درختان، مکان ها ، پرندگان و فضاهایی از جنگل ها  مورد احترام مردم بومی مناطق یاده شد است. تا جایی که برخی از این مناطق تقدسشان  به حد زیارت می باشد و لذا بدان ها زیارتگاه هم گفته می شود.


آیا تا کنون از خود سوال کرده اید که این پدیده ریشه در چه چیزی دارد؟
باهم  به طور بسیار فشرده این مسئله را مرور کنیم.
اگر به یک فرد بومی گفته شود که چرا این درخت را مقدس می نامند،  شاید ده ها و بیشتر از آن از معجزات فراوانش برای سوال کننده بگوید. مثلاً کوری را شفا داده است، زن « قصر»ی را بار دار کرده است، درد بی درمانی  دوا کرد است و قس علی هذا
اگر از یک فرد بیرون از آن جامعه بخصوص از یک فرد شهری تحصیل کرده پرسیده شود، شاید جوابش این باشد که این­ها همه خرافات است.
اگر از یک طلبه علوم دینی پرسیده شود، ضمن رد  تقدس آن­ها شاید بگوید، این ها خرافات و دست پرورده استعمارگران علیه مذهب ماست.
این پدیده خاص کشور ایران هم نیست. در مناطق مختلف دنیا بخصوص در کشورهایی که هنوز دانش سنتی آن­ها زیاد دست نخورده وبکر مانده است ، فراوانند.
حال ما از این دایره و حصار درست شده،  بیرون رفته و از فراسوی آن بدین پدیده بنگریم.
در جامعه شناسی و به ویژه در مردم شناسی ما پدیده ای به نام «تابو»1داریم. تابو در جامعه شناسی و مردم شناسی تعریف خاص خود را دارد.
تابو اصطلاحی است که به عنوان یکی از سوغات های سفر«کاپیتان کوک» به جایر پولینزی وارد زبان انگلیسی شد و اشاره دارد به هر چیز(خوردنی، مکان، فعالیت …) که قدغن  و ممنوع باشد. طبق  نظر امیل دورکیم رعایت تابو از لحاظ اجتماعی این نتیجه را دارد که گروه اجتماعی را در پناه آداب و احساسات مشترک به هم پیوند می دهد. تابو نماد عضویت در گروه است. لوی اشتروس تابو را یک پیام نوعی دستگاه نمادی می داند که مبادلات و تأثیر های متقابل بین طبیعت و فرهنگ و حیوانیت و اجتماعیت را تبیین می کند.
برای تابو  معادلی در فارسی نیاورده اند و به همان صورت « تابو» نوشته می شود.از جمله تابوها در جوامع مختلف می توان بدین شرح به مواردی اشاره نمود:
منع زنای با محارم در اکثر جوامع دنیا یک تا بو است. در جامعه ما  و بهتر بگوییم در فقه شیعه دوازده امامی ازدواج علاوه بر محارم سببی چون مادر،  خاله،  عمه،  نوه،  خواهر ، دختر خواهر و….، با خواهر زن تا زمانی که زن در عقد فرد است، جزء تابوست( بعد از طلاق یا مرگ زن این تابو برداشته می شود).
انسان های بومی جامعه خویش را با کمک قوانین خاص جامعه خویش که تا بوها مهمترین آن بودند، اداره می کردند. بنا براین تا بو در نگهداری و حفظ تعادل این گونه جوامع نقش اساسی داشته است و هنوز نیز در بسیاری از جوامع بومی دنیا این نقش گرچه شاید کم رنگ شده باشد ، اما همچنان باقی است.
در تانزانیا، misitu ya jadi و یا به طور سنتی حفاظت از جنگل وجود دارد…. ، قطعه های کوچکی از جنگل های طبیعی که کمتر از۴/. هکتار نیست، توسط اجداد برای عبادت و دیگر آیین های فرهنگی تاسیس شده است. این باغ های مقدس توسط ساکنان بر طبق  قوانین مرسوم حفاظت شده است. این مکان ها جدای ازاین­که  برای عبادت و نماز استفاده می شود،به misitu ya jadi نیز برای آوردن باران باور داشتند.
در «کاوزوتو نا تال»  2 در آفریقای جنوبی، جنگل «اونگیون» به عنوان شگارگاه سلطنتی زولو و طب مردان محافظت شده است. این جنگل که قرن های زیادی  دست نخورده مانده بود، در حال حاضر توسط دولت  حمایت نمی شود.
زیارتگاه های کنیا مانند آن­هایی که در«کینگ»3 ، «ویتی وی» 4 و «ایتوتو»5 در مفانگانو،در نیانزا، نگانیی درغرب و «کایاس»6در مناطق ساحلی کشور هستند،  اماکنی برای عبادت، آداب وارتباطات به اجداد و خدایان مردم. آن­ها همچنین پناهگاه­های مهم برای تنوع زیستی و نیز  پناهگاهی برای گیاهان ، حیوانات، پرندگان و حشرات فراهم آورده اند.
در کنیای غربی ، جوامع برای محافظت از جنگل همراه با رودخانه ها، نهرها قوانینی دارند که آنها به عنوان زیارتگاه شناخته شده اند.  این پوشش جنگلی رودخانه «چالوا»7 در« مفانگانو» را حفاظت می کند. جنگل به وسیله قوانین سنتی و محدودیت ها محافظت می شوند.  رودخانه هنوز دست نخورده مانده است در حالی که در جایی که پوشش جنگلی محافظت نمی شد، دیگر منابع از بین رفته اند.       
قبیله «نگانیی» از «بانیور» در غرب کنیا به داشتن توانایی در پیش بینی باران معروف است. این قبیله با اجتماعات بیش از ۱۰۰ سال، با فعالیت های بارندگی در ارتباط بوده است، و آن­ها دارای سه زیارتگاه هستند که در آن به عبادت و ارتباط با اجداد و خدایان خود برای پیش بینی بارش باران می پردازند. در داخل زیارتگاه گیاهان، خزندگان، پرندگان و حشرات خاصی وجود دارد که به نفع حفاظت از محیط زیست هستند. زیارتگاه­ها پناهگاه هایی برای حفاظت از طبیعت هستند. این زیارتگاه ها توسط دولت کنیا برای حفاظت از محیط زیست به ثبت رسیده است.
در سوازیلند تنها برخی از قبایل می توانند از محصولات برخی حیوانات که کمیاب هستند، استفاده کنند. به عنوان مثال، «ایماجوبو» یا« لوین» پوشش ساخته شده از پوست پلنک تنها توسط  اعضای خانواده سلطنتی استفاده می شود که بدین معنی است که تعداد کمتری از پلنگ برای این منظور کشته شده اند. استفاده از پرهای قرمز«لیگوا لاگوالا»8 ، پرنده نادر در سوازیلند ، نیز متعلق به خانواده سلطنتی است.
برخی توتم ها ( جانوران و گیاهان ) با قبیله خاصی همراه است. این قبیله به حیوانات و یا گیاهان و حشی که با آنها مرتبط اند احترام گذاشته و از آنها حفاظت می کنند. نمونه ای از توتم قبیله ای، گورخر برای قبیله «داب»9 و پرندگان برای قبیله «نایونی»10می باشد. تابوهایی نیز در ارتباط با گیاهانی که بسیار نادرند ، وجود دارد. این گیاهان به راحتی نمی توانند تکثیر شوند و یا این­که میوه هایشان برای استفاده خودشان است. همچنین برای نیاز خانواده از این گیاهان مثل چوب و هیزم  نمی توان استفاده کرد. یک مثال درخت کمیاب «خاربوفالو»11 است که به طور سنتی تنها برای  تکیه گاه دفن اجساد مردگان استفاده می شده است.
یکی دیگراز گیاهان «سیلانگو»12است که بیشتر برای ساخت قاشق چوبی استفاده می­شود. فرهنگ عامه نیز به حفظ ارزش حیات وحش کمک می کند. برای  مثال داستان سوسمار کوچک،که بر اساس این داستان از طرف خدا برای ارائه این پیام فرستاده شد که موجودات بشری پس از مرگ ظهور می کنند.«لانوابو»13به عنوان موجودی دوست داشتنی دیده می شود  که نباید آسیب ببیند.
هم چنین محدودیت ها و تابوهایی در مورد جمع آوری گیاهان کمیاب منابع گیاهی وجود دارد. برخی از تابوها مانع قطع درختان خاص به وسیله زنان و افراد جوان است. برای مثال یکی از موانع جمع آوری گیاهان دارویی توسط زنان ، عادت ماهیانه آن­ها است. آن­ها بر این باورند که اگر زنان این کار را انجام دهند قدرت شفا دهی گیاهان دارویی پایین می آید. این تا بوها حفاظت از گونه های  مختلف گیاهان را تضمین می کرد.
دربرخی از مناطق کشور کنیا اگر کسانی تولدگاو خود را درکنار یک رودخانه انجام دهند، نوزاد گوساله باید غرق شود. که در نهایت آنها فقیر می شوند زیرا  در آن منطقه گاوها سمبل ثروت هستند. این عقیده موجب محافظت نهر از آلودگی  می شود و بوم سازه آن را ب هم می زند.
همچنین سنت مقرر می دارد که علف ها در هنگامی که در حال تولید بذر هستند، نباید برداشت و یا در معرض آتش قرار بگیرند.
هیئتی مرکب از برخی محققین پس از پژوهشی دو ساله در چند کشور آفریقایی پیشنهاداتی ارایه کرده که برخی  بدین شرح است:
۱-کارشناسان زیست شناسی، شیمی، انسان شناسی، علوم اجتماعی ، هواشناسی و دیگر علوم باید باید باران گیری و عصای زیارتگاه های قبیله «نگانیی» غرب کنیا را مطالعه کنند.
۲- فعالیت های آموزش و پرورش عمومی ، آگاهی و گردشگری باید بر اساس زیارتگاه معرفی شده باشد.
تعداد این باورها نه تنها در مورد جنگل ها بلکه در مورد چشمه ها، رودخانه ها، گیاهان دارویی، کوه ها، پرندگان و ماهی ها و سایر منابع کمیاب  در دانش بومی وجود دارد.
گذشتگان از طریق این توتم ها و ممنوعیت هایی که ایجاد می کردند ، با مقدس نمودن برخی منابع کمیاب آن­ها را از نابودی نجات می دادند.
این موضوع در بسیاری از کشورها از جمله ایران وجود دارد. این موضوع در نگاه اول انسان بسیار، بی معنی به نظر می رسد اما با واکاوی تاریخچه موضوع و بررسی دانش بومی آن، به علت  ایجاد این سنت پی می برد.
مثلاً در برخی از ایلات و عشایر مرکزی و جنوب ایران پرنده ای با نام مرغ بابا سیلمان( هدهد) کشتنش گناه و خوردنش حرام است) یا درختان زیادی وجود دارند که به عنوان « پیر» معروف هستند و زیارتگاه عده زیادی از مردم بخصوص زنان است و تا کنون هیچ کس جرأت نکرده آسیبی به این گیاهان بزند. از جمل این درختان ، درخت کنار(سدر) است. مرحوم بهمن بیگی در اثر خود«بخارای من ایل من» از این نمونه ها در میان بند ایل راه عشایر قشقایی یاد کرده است. نگارنده این سطور علاوه بر آنچه در نوشته های مختلف خوانده، دراکثر استان­های کشور خود به چشم دیده است. سه استان شمالی کشور، لرستان، خوزستان، کهگیلویه و بویراحمد، فارس، هرمزگان و بوشهر، خراسان جنوبی از این استان ها هستند. البته نوشته ها حاکی از وجود این موضوع در سرتاسر کشور است.
آن­چه که بدانها اشاره رفت تنها گوشه ای از مواردی است که در این خصوص وجود دارد و گستره این دانش( دانش بومی ) بسیار وسیع و به فراخنای زندگی بشری است. اما  با آنچه بیان شد می توان نتیجه گیری نمود که بسیاری از  شیوه های دانش بومی که بی معنی به نظر می رسند، نیز دارای معنا و هدف خاصی هستند که  جزدر حیطه خود و نیز واکاوی آن نمی توان به معنای واقعی اش پی برد.
(هرگونه برداشت به صورت کلی از این متن ممنوع بوده و استفاده جزئی نیز بایستی با آوردن نام نویسنده و سایت مربوطه باشد)
Taboo -1]
KwaZulu Natal -2]
Kinga -3]
 Witewe-4]
Itutu -[5]
Kayas -6]
Chalua -7]
ligwalagwala -8]
Dube – 9]
Nyoni -10]
umlahlabantfu (Zizyphus mucronata) -11]
 sihlangu, (Maytenus undata) -12]
Lunwabu -13

نظرات
نظرات پس از تائید مدیریت منتشر خواهد شد

نظرسنجی



محل قرار گیری نظر سنجی

طراحی و اجرا :  تابناك وب