امروز : چهارشنبه,۲ام خرداد ۱۴۰۳

جایگاه دانش بومی در نظریه های توسعه روستایی

توسعه بومی بر اساس دانش و نیاز های خود مردم کشورهای جهان سوم است، نه بر پایه «تخصص و مهارت بیرونی ها». این دیدگاه یک نگرش واقعبینانه تر نسبت به موقعیت­ های تاریخی و جغرافیایی مکان­ ها دارد و مدل های جهانی و استانداردهای از قبل تعیین شده را مردود می­داند.

16 جولای 2016

 جلال یوسفی

به طور کلی، در ارتباط با دانش بومی در نظریه های توسعه روستایی، به دو دسته پارادیم­های قدیم و جدید توسعه روستایی بر می خوریم. یک دسته پارادایم­ های قدیم که عموماً با نگاه از بالا طرفدار توسعه برونزا در چارچوب نظریه ­های نوسازی و راهبرد های برنامه ریزی « بالا به پایین « و ساختارهای » مرکز- پیرامون­اند. بنابراین، این ­ها، با دانش­ های بومی و مشارکت­ های مردمی مخالف­اند. طرفداران این نوع توسعه  ( توسعه برون زا) در چارچوب نظریه­ های اردوگاه نوسازی و راهبرد­ های برنامه ریزی قرار دارند. این دیدگاه با دانش بومی مردم و مشارکت مردمی مخالف بوده و آن­ ها را نابخردانه می ­پندارند.

دهه­های ١٩۵٠ و ١٩۶٠م. دوران تسلط پارادایم قدیم توسعه است. در این دوره نظریه­ های نوسازی و انتقال تکنولوژی ­های پیشرفته به صورت از « از بالا به پایین» و برنامه ریزی شده بود و فضای غالب فکری و اجرایی دانشگاه­ ها، مؤسسات تحقیقاتی و آموزشی و مدیریت­ های اجرایی را شکل می ­داد تا جایی که در چارچوب دکترین رشد، افزایش تولید محصولات عمده کشاورزی در کانون توجه تحقیقات و سیاست ­های حمایتی قرار گرفت. به این ترتیب سرمایه گذاری ­ها به تحقیقات کشاورزی ایستگاهی، خدمات فنی و تعاونی ­ها معطوف شد. به عنوان مثال، اساس و شالوده« انقلاب سبز» این­گونه شکل گرفت. انقلاب سبز با موفقیت زیادی همراه بود، اما منافع آن بیشتر نصیب کشاورزان ثروتمند و نواحی مستعد شد و اغلب فقرا را از قلم انداخت یا وضع آنان را بدتر کرد. در آن زمان اکثر کشورهای در حال توسعه برای دستیابی به خودکفایی غذایی تلاش می کردند. آن­ ها سیاست جانشینی واردات را در پیش گرفته بودند. این جهت­ گیری ­ها در بخش کشاورزی منجر به اتخاذ سیاست های عرضه گرا و ایجاد انحصارات غیر دولتی در دو بعد تأمین نهاده­ ها و بازاریابی تولیدات شد. پایین بودن قیمت محصولات غذایی و نرخ بالای ارز، به نوعی از فعالیت­ های شهری حمایت می­کرد که در نهایت این موضوع سبب تضعیف کشاورزی و فقر نواحی روستایی شد.

دراین راستا، علاوه بر نظریات مدرنیزاسیون یا نوسازی، نطریات تکامل گرایان، نظریه خرده فرهنگ دهقانی راجرز، نظریه روانشناختی و رفتاری را می­توان قرار داد.

ادبیات توسعه نشان می­دهد تا دهه ١٩٧٠م .پارادایم توسعه کلاسیک بر نظام برنامه ریزی و تصمیم­گیری جهان حاکم بوده است. این دیدگاه در مجموع با هدف گذاری رشد کمی و فن محور همراه بوده است. این نوع توسعه راه حل تکنولوژیکی را تنها سناریوی راهبردی حل مشکلات می دانست که با نیازها و ظرفیت­ های جوامع، سازگاری نداشت و در آن گروه­ های هدف از جمله گروه های حاشیه ای، روستاییان و زنان به فراموشی سپرده شدند. علاوه براین به علت فراگیر نبودن مشارکت و در حاشیه بودن مردم، کانون تصمیم­گیری­ها را نخبگان شهری و بورکراتیک­های حرفه ای تشکیل می­دادند. از پیامد های چنین نگرش و اندیشه ای ­می­توان به شکاف عمیق بین مکان ها  و جوامع اشاره کرد .چنین پیامدهایی انتقادهایی را در محافل علمی دانشگاهی و اعتراض­هایی را در جوامع انسانی در برداشت.

از دیگر سو، ما با نظریه های جدید توسعه روستایی روبرو می شویم که از مردم و دانش­های بومی مردم حمایت می­کنند. این نظریه­های جدید مبتنی بر عوامل و نهاده­های درونی است.

در مجموع، نظریه­های توسعه جدید، هدف­گذاری رشد کیفی مد نظر قرار گرفت، رهیافت این نوع توسعه بر جامعه مدنی و مشارکت مردم در تصمیم­گیری­ها به عنوان اصلی بنیادین پذیرفته شد.

 این نوع توسعه که توسعه بوم محور، توسعه مردم گرا و پایدار نامیده می­شود، بر معیارهایی چون قدرت و مشارکت مردم، اخلاق، مدیریت و ظرفیت­های فنی و محلی، نهادهای مشارکتی، سازمان­ها ی محلی، ثبات اجتماعی، فرهنگ و دانش بومی تکیه دارد و در جهت تحقق دموکراتیزه کردن جوامع و پایداری آن ها  تلاش می­کند.

توسعه درون زا که در چارچوب توسعه پایدار مطرح شد، از اواخر دهه ١٩۶٠ و اوائل١٩٧٠م.، افکار نظریه پردازان توسعه و جوامع دنیای سوم را به خود معطوف ساخت. نیاز به تئوری­ها و رهیافت­های مناسب­تر توسعه پایدار و به­ویژه توسعه کشورهای جهان سوم، سبب توجه به مفاهیم و روش­های توسعه بومی و درون زا شد. بومی­کردن توسعه شامل خلق نهادها و فرآیندهایی است که به استقلال منجر می­شود. این به مفهوم آزادی فکری و بازنگری اساسی در پارادیم­های توسعه غربی است.

 توسعه بومی بر اساس دانش و نیاز های خود مردم کشورهای جهان سوم است، نه بر پایه «تخصص و مهارت بیرونی­ها». این دیدگاه یک نگرش واقعبینانه تر نسبت به موقعیت­های تاریخی و جغرافیایی مکان­ها دارد و مدل های جهانی و استانداردهای از قبل تعیین شده را مردود می­داند. همچنین معتقد است که کارکنان توسعه باید به تفاوت­ها توجه کرده و از مردم بومی بیاموزند.

 آموزش دیگر گروه ­های جامعه، فرهنگ­ها، توجه به دانش محلی، سازگاری و احترام به مدل­ ها و نظریه ­های مردم و تشویق مشارکت­ های مردمی، اساس بازنگری رهیافت­ های جدید توسعه را تشکیل می ­دهد. فرآیند بومی شدن، امکانات جدیدی را برای راهبردهای توسعه چندگانه و چند بعدی مطرح می­ سازد که متأثر از آگاهی ­های سنتی و خلاقیت­ های مردمی است.

 تاکنون مردم کشور های جهان سوم حق انتخاب بسیار اندکی در نقشه­ های اوزالیدی توسعه داشته اند، اما اخیرًا برخی از این کشورها شروع به آزمون روش­ ها و مفاهیم بومی که بر اساس تجربه­های خودشان است، پرداخته­اند. اکثر این راهبرد های جایگزین به دنبال ایجاد مشارکت، توانمندسازی و خود اتکایی در مردم کشورهای جهان سوم است که از طریق کشف، تفسیر و ارزیابی مجدد سنت­ های فرهنگی و تاریخی محلی، امکانپذیر می ­شود. راهبرد های توسعه بومی آزمون مجدد ساختار ها و ارزش ­های سنتی جوامع جهان سوم است که فرصت­ هایی را برای ابتکارهای مناسب­ تر و مؤثرتر در سطح محلی فراهم سازد. بازنگری ارزش­ها و نهاد های جوامع سنتی، توسعه جایگزین را به وجود آورده و زمینه­ های مشارکت مردمی و توانمندسازی را فراهم می ­سازد. بخش ­های سنتی اغلب دارای مکانیسم­ های نهادی غیررسمی و سیستم­ های انعطاف پذیری بوده که با طرح­ های توسعه ای برخی نواحی روستایی سازگاری یافته­اند. جوامع سنتی دارای مکانیسم ­های پیچیده و متنوعی اند که تاکنون حرفه ای ­های بیرونی، در حل مشکلات توسعه ای، آن­ ها را نادیده گرفته­اند. در صورتی که کاربرد دانش بومی در برنامه­ های توسعه مناسب ­تر بوده و با استفاده از راه­حل­ های بومی و ابداعی، روحیه خود اتکایی و اعتماد به نفس در مردم بومی ایجاد شده و به مشارکت و توانمند سازی آن ها  منجر می­ شود .اگر چه مردم محلی همواره با محدودیت ها و تنگنا های بسیاری روبه رویند، اما مدیرانی ماهر و آگاه نسبت به محیط اطراف خویش می  باشند و در صورتی که منابع کافی در اختیار آن ها  قرار داده شود، راه­ حل ­های مناسبی را برای مشکلات توسعه خویش می ­یابند. کارکنان توسعه باید واقع­گرا بوده و دانش و عقاید مردم بومی را به طور جدی در نظر بگیرند. اما هنوز بسیارند حرفه ای ­های بیرونی که نسبت به سیستم­ های دانش بومی نا آگاه بوده و یا آن­ ها را نادیده می ­انگارند، برای تأیید و کاربرد دانش آن ها  باید شرایط مطلوب فراهم شود، یعنی علاقه و تفاهم در شرکت کنندگان پروژه های توسعه ایجاد شود به گونه ای که بیرونی­ ها به آموختن از مردم محلی علاقه نشان دهند و روحیه انعطاف پذیری و میانه روی را در پیش بگیرند. در راهبرد های جدید برای توسعه جوامع، بر ظرفیت­ ها و امکانات محلی تأکید می­ شود و از روش شناختی تحقیقات علمی غرب که ثابت و انتخابی است، دوری گزیده و از روش ­های انعطاف­ پذیراستفاده می ­شود.

 در پارادایم جدید راهبرد های توسعه بیرونی، آموزش از آن­ ها، الگوهای از قبل تعیین شده و نقشه­ های اوزالیدی توسعه و برنامه های بالا به پایین در برابر رهیافت ­های پایین به بالا، یادگیری از مردم و احترام به دانش­ های بومی آنان مردود شده است و به مشارکت فعال و توانمندسازی مردم محلی تأکید می ­شود.

در راهبرد های جدید، حرفه ای­ های بیرونی نقش سازماندهی، تسهیل کنندگی و کاتا لیزور را در پروژه­ ها ایفا می ­کنند. آن­ ها ظرفیت­ های سازندگی و توسعه را تشویق کرده و ابزارها و تشکیلات مناسب را برای پیشرفت مردم محل پیشنهاد می­کنند. بنابراین باید روش ­ها و راهبردهای انعطاف پذیر با شرایط متنوع و پیچیده جوامع در نظر گرفته شود و با کاربرد دانش­های بومی مناسب، جنبه­ های مشارکتی و توانمندسازی مردم محلی افزایش یابد.

چگونگی بومی سازی توسعه

 بدون شک با ارزش­ترین دارایی یک جامعه، همانا انسان با تمام قابلیت­هایش است. نقش نیروی انسانی در تحقق توسعه غیر قابل انکار است. در واقع سرمایه انسانی در قالب مهارت­ ها وتجارب یک قوم متجلی می­ شود و این مجموعه با ارزشِ دانش، وسیله ای برای رویارویی با مشکلات پیش روی زندگی است. دانش بومی نیز برخاسته از یک جامعه انسانی در طول زمان است و با فرهنگ یک قوم سرشته شده است. سالیان درازی است که این دانش علیرغم در حاشیه ماندن، خود را حفظ کرده و همچنان در پیشبرد زندگی بشری نقش تسهیل کننده را ایفا می ­کند. اگر بومی سازی را استفاده آگاهانه از الگوها، روش­ ها و فنون توسعه و تطابق آن با شرایط جامعه بومی در کنار به روز کردن و تقویت تکنیک ­ها و روش های بومی یا همان پیوند دانش رسمی با دانش و شرایط بومی بدانیم، چنین راهبردی می ­تواند به توانمندسازی و مشارکت مردم درجریان توسعه و شکل­گیری یک جریان توسعه درونزا، متکی به خود و پایدار منجر شود.

مؤثرترین راهکار برای بومی سازی توسعه روستایی، شناسایی و کاربرد عملی دانش بومی است که از ارزش، نگرش، عقاید و اجماع جمعی یک قوم حکایت می­ کند. زیرا در طی این فرآیند است که به یک اجتماع بها داده می­شود، دانش آن مورد احترام قرار می­ گیرد .ضمن این که بومی سازی موجب کاهش هزینه­ ها شده و میوه توسعه را در دراز مدت به بار می ­نشاند. بومی سازی در مفهوم وسیع آن، صرفاً استفاده مادی را شامل نمی ­شود، بلکه به معنای بهره­گیری از منابع محلی اعم از مادی و غیرمادی است. چه بسا ممکن است که در طرح ریزی توسعه توجه به فرهنگ غالب و ارزش­ های یک جامعه فرآیند توسعه را تسهیل کند. اما علی رغم این حقیقت، توسعه مبتنی بر قابلیت ­های محیطی چنان­ که باید هنوز در دیدگاه ­های توسعه ریشه نگرفته است.

سلطه رویکرد توسعه برونزا، نادیده گرفتن منابع محلی، عدم ارتباط متقابل میان روستاییان و کارشناسان، به حاشیه راندن قشرهای محروم روستایی، از موانع بومی سازی توسعه روستایی به شمار می­­روند.

بومی سازی توسعه روستایی طی چند فرآیند به دست می­آید:

۱- پذیرش اصل تنوع در توسعه: توسعه، صرفاً یک فرآیند بیرونی نیست بلکه یک جامعه نیز باید مدنظر قرار گیرد.

۲- ترکیب منابع وارداتی با منابع بومی و محلی: صرفاً روش ­های وارداتی اعمال نشوند بلکه شیوه­ های محلی نیز شناسایی و تقویت شوند.

۳- پذیرش اصل مشارکت همگانی :ضمن این که بومیان بهره برداران نهایی هستند، مشارکت آنان نیز برانگیخته شود، فراخواندن آنان با تمام دانستنی ­هایشان در سایه تعامل با مردم محلی مشارکت واقعی، روحیه خود اتکایی در روستاییان را افزایش می­ دهد.

۴-  تمرکززدایی: تمرکززدایی موجب ارتقای ابتکار عمل، مسؤلیت پذیری و تقویت استقلال محلی می ­شود.

۵- یادگیری معکوس: این اصل را رابرت چمبرز بیان کرده است که طی برقراری تعامل و گفتگو میان مصلحان توسعه و مردم روستایی، مصلحان و کارشناسان توسعه از مردم روستایی می آموزند. وارونه کردن جریان یادگیری، فراگرفتن مستقیم از مردم روستایی و دنیا را ازچشم یک روستایی دیدن مد نظر است. اعضای اجتماع محلی به ویژه پیران و سالخوردگان، بهترین منبع برای دستیابی به دانش بومی هستند. همچنین فولکور، رسوم، آوازها، شعر که به میزان زیادی ارزش ­ها و تاریخ و رویه یک قوم را آشکار می­کند. کارگزاران توسعه به چند طریق می­ توانند به تجارب بومیان دست یابند:

۱- نشستن با حوصله و فروتنی در کنار یک روستایی و گوش کردن به صحبت­ های او همراه با احترام همان­ گونه که یک شاگرد به استادش احترام می­ گذارد.

۲- یادگیری از فقرا: اغلب افراد فقیر را افرادی نادان می­ پندارند و یادگیری از آن ها به ندرت جزیی از برنامه­ های فقرزدایی محسوب می ­شود. اما این امر یک راه کلیدی برای توانمند ساختن فقرا برای بهبود مشکلات زندگی ­شان است.

۳- به کارگیری دانش بومی روستاییان: روستاییان دانشی دارند که مصلحان روستایی فاقد آنند .

برای دستیابی به دانش بومی روستاییان چند راه وجود دارد: گردآوری فرهنگ لغات و اصطلاحات بومی، شرکت در بازی ­های محلی، کار همراه با روستاییان در فعالیت ­های کشاورزی( مشاهده  مشارکتی)، اگر فرد بتواند خود را به جای روستاییان فقیر بگذارد می­ تواند دنیای فقرا را درک کند. شبیه سازی یکی از شیوه­ هایی است که می ­توان زندگی و مشکلات فقرا را درک کرد.

از نتایج بومی سازی توسعه روستایی در قالب کاربرد دانش بومی می­ توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- بومی شدن و محلی شدن فرآیند توسعه چون از منابع و امکانات بومی هر منطقه استفاده می شود.

۲- احیا و تقویت دانش و مهارت­های بومی و ذخیره و جمع آوری گنجینه ای از آن­ ها، تسهیم مردم بومی در قدرت و در نتیجه توانمندسازی آنان که به معنای دادن اختیار امور به مردم است.

۳- کاهش هزینه ­های مالی توسعه چون دانش بومی کاربر است تا سرمایه بر. گسترش خدمات حاصل از توسعه و بهره مندی تمام قشرهای روستایی مولد ساختن جامعه روستایی که به سوی خودکفایی گام بر­می ­دارد و در نهایت توسعه درونزا، متکی به خود و تحقق توسعه همه جانبه محلی است.

آن­ چه در مورد توسعه و بومی سازی صدق می­کند این است که توسعه مبتنی بر بومی سازی و متکی بر دانش بومی به توانمندسازی جامعه و توان بخشی اجتماعی کمک می­ کند. با توجه به جا­به جایی در مؤلفه ­های قدرت و این که امروزه قدرت و توانایی براساس دانایی تعریف می­ شود و نظام­ های دانش، نظام ­های قدرت و سلطه خوانده می ­شوند، این ارتباط دانش و قدرت در رابطه توسعه بومی و غیر بومی نیز مطرح است و دانش بومی نیز می ­تواند بخشی از این توانایی به حساب آید. توسعه ­گران و بومیان با شناخت و درک تعاریف مشترک و متفاوتشان از مشکلات واولویت­ ها، به راه حل ­های مؤثرتری دست خواهند یافت. استفاده از راه حل­ های بومی در چنین فضایی که مشوق هم فکری و همیاری است، مجال کارایی بیشتری پیدا خواهد کرد. بنابراین برای دستیابی به راه­ های مؤثرتر توسعه، نباید از تجربه ­ها و توانایی­ های دانش بومی جامعه محلی در جهت بومی سازی الگوی توسعه غفلت کرد. اما کافی نیست که مجریان توسعه تنها به ضرورت دانش بومی در جریان توسعه آگاه باشند، بلکه گام بعدی درک انواع مختلف دانش بومی، چگونگی حفظ و انتقال آن به نسل ­های آینده و نحوه به کارگیری آن در تحول و توسعه جامعه است.

تراپ، معتقد است که برای کمک به جوامع فقیر، روستایی و بومی کشورهای در حال توسعه پرداختن به دانش بومی و احیا و رشد دانش بومیِ مناسب و کارآمد، قدم بزرگی در توانبخشی محرومان است.

توانمندسازی به معنای قدرت بخشیدن است و این یعنی به افراد کمک کنیم تا احساس اعتماد به نفس خود را بهبود بخشند و بر ناتوانی و یا درماندگی خود چیره شوند. در افراد شور و شوق فعالیت ایجاد و انگیزه­ های درونی آنان را برای انجام وظیفه بسیج کنیم .

 از نظر فرد توانمند کار نشدنی وجود ندارد. برای توانمندسازی مردم روستایی به عنوان گروه های هدف که باید یکی از اهداف برنامه­ های توسعه روستایی باشد، آگاهی، آموزش و علاقه مند کردن بومیان لازم است. توسعه گران واقعی، مردم محلی هستند. با روی آوردن به دانش بومی به عنوان یک درون داد در توسعه روستایی به سوی یک جامعه برخوردار از توسعه یک پارچه قدم می گذاریم.

در مجموع می توان چنین نتیجه گیری کرد که، فرآیند توسعه روستایی دستخوش تحول فکری عظیمی شده است. مفهوم دانش بومی به یکی از ارکان اصلی توسعه روستایی درآمده است که با گنجاندن آن در دیدگاه­ های توسعه، می ­توان به بسیج دانش پراکنده و متعدد توده ای از روستاییان دست یافت.

توسعه روستایی به معنای کوشش و کنشی آگاهانه و نهادی و مبتنی بر برنامه ریزی برای بهبود وضعیت قشرهای مختلف روستایی اعم از زارعین و غیر زارعین، فقرا و غیر فقرا و توانا سازی بخش روستایی در تسریع روند پیشرفت است که از طریق اعمالی چون توسعه بخش کشاورزی، توسعه صنایع دستی، ایجاد تسهیلات و خدمات اجتماعی، گسترش تکنولوژی مناسب در روستاها و انجام فعالیت­ های آموزشی و ترویجی متنوع و متناسب با ویژگی های جامعه مورد توجه، محقق می­شود. 

توسعه روستایی با هدف بهبود کیفیت زندگی مردمان ساکن در اجتماعات روستایی پیاده می شود. در زمینه توسعه روستایی، توجه صاحب­ نظران توسعه متوجه جوامع روستایی است که از فرهنگ، دانش، مهارت، منابع غنی و متعددی برخوردارند و غالباً در برنامه ­های توسعه در حاشیه قرار داشته­اند. کاربرد عملی دانش بومی نقش به سزایی در بومی سازی توسعه روستایی دارد. در زمینه تحقق این امر مهم می بایست تمام امکانات قابل دسترس را در خدمت شناسایی و تلفیق آن با دانش رسمی و تکنولوژی به کار انداخت. در استراتژی­ های توسعه روستایی بر رشد تولیدات کشاورزی، استفاده بهتر از منابع کمیاب، کاربرد بهینه سرمایه، ایجاد فرصت­ های شغلی، ارتقاء سطح زندگی و مشارکت جمعیت روستایی در اداره امور خود و نیز در راهبرد توسعه همه جانبه روستایی که کل­گرایی از ویژگی مشترک آن با دانش بومی است، بر ارتباط ارگانیک روستاها با سایر مناطق و بهره گیری از زمینه­ های بومی و سنتی در قالب تقویت ابتکارات محلی تأکید شده است. بنابراین، دستیابی به این اهداف در سایه توجه به بسترهای فرهنگی و اجتماعی هر منطقه میسر می­شود. بومی­سازی توسعه روستایی برابر با رشد و توسعه است. آگاهی و مشارکت را می ­توان از اصول اساسی بومی سازی دانست و این آگاهی و مشارکت در وهله  اول باید در عمل از سوی کارشناسان توسعه پذیرفته شود و سپس از سوی افرد محلی نیز به کار گرفته شود. بومی سازی به توسعه متکی به خود و توانبخشی اجتماع محلی می ­انجامد. توجه به دانش بومی ضمن این­ که به بومی سازی توسعه می­ انجامد، سبب مشارکت مردم می­شود و توانایی ­های آنان را آشکار می­کند.

توانمندسازی به معنای تفویض اختیار و قدرت تصمیم گیری به افراد در امور مربوط به خودشان است. توانمندسازی فرد را از منفعل بودن بیرون می­ آورد و آگاهانه به تلاش می­ پردازد . توانمندسازی در فرد اندیشه احساس مفید بودن، حق انتخاب داشتن، قدرت تأثیرگذاری، ارزشمند بودن و داشتن امنیت را تقویت می ­کند. همچنین باید از پیامد های توانمندسازی به ایجاد و تقویت اعتماد به نفس در افراد و آگاه کردن آنان به این موضوع که مسؤولیت سازندگی محیط زندگیشان بر عهده آنان است اشاره کرد. توانمندسازی یکی از ثمرات بومی سازی توسعه روستایی است که با مشارکت واقعی مردم میسر می ­شود، به گونه ای که میان اهداف توسعه ای و مشارکت روستاییان رابطه تنگاتنگی وجود دارد. توسعه روستایی حاصل نمی­شود مگر با توانمندسازی روستاییان به منظور بهبود کیفیت زندگیشان. سازوکارهایی مثل برنامه­ریزی در راستای آگاهی دادن به افراد محلی، سازماندهی منابع محلی، تقویت خود اتکایی فردی و جمعی، به کارگیری تجربیات و اندوخته­ها، مشارکت واقعی و تقویت اختیار بهره گیری از منابعِ در اختیارشان راه کارهایی هستند تا بدین وسیله افراد محلی بتوانند به توسعه ای برسند که با محیط اجتماعی – فرهنگی آن ها  سازگار باشد. پس توجه به دانش بومی و کاربرد عملی آن مساوی با توسعه محلی و توانبخشی جامعه محلی است.

.technocentric

. ecocentric

. popular development

نظرات
  1. Rusty 2016-08-15 13:44

    That’s what we’ve all been waiting for! Great pognits!

  2. buy cialis online prescription 2020-05-07 21:22

    I’m not that much of a online reader to
    be honest but your blogs really nice, keep it up!
    I’ll go ahead and bookmark your website to come back in the future.
    Many thanks

نظرات پس از تائید مدیریت منتشر خواهد شد

نظرسنجی



محل قرار گیری نظر سنجی

طراحی و اجرا :  تابناك وب