مشارکت زنان و توسعه پایدار روستایی

درحال حاضر نقش حیاتی زنان در بسیاری از امور مربوط به توسعه مانند تأمین امنیت غذایی، پایداری محیط زیست، ریشه کنی فقر، کنترل جمعیت و توسعه اجتماعی برای جامعه بین المللی روشن گردیده است، در حالی­ که نه خود زنان آن را باور داشته و نه دیگران آن را به حساب آورده­ اند.

۲۹ مرداد ۱۳۹۸

دکتر جلال یوسفی

مشارکت به معنای دخالت مردم در توسعه و تکامل خود، زندگیشان و محیط زیست خودشان است. مشارکت روستاییان در توسعه روستایی، به­عنوان تبلور عینی رفتارهای مطلوب انسانی مطرح است. نگرش سیستمی به توسعه روستایی، پدیده مشارکت را امری طبیعی و کاملا بنیادی جلوه می­دهد و مشارکت تمام اقشار روستایی، اعم از زن و مرد و جوان و بزرگسال را پیش نیاز دستیابی به اهداف توسعه می­داند(منبع محفوظ). درحال حاضر نقش حیاتی زنان در بسیاری از امور مربوط به توسعه مانند تأمین امنیت غذایی، پایداری محیط زیست، ریشه کنی فقر، کنترل جمعیت و توسعه اجتماعی برای جامعه بین المللی روشن گردیده است، در حالی­ که نه خود زنان آن را باور داشته و نه دیگران آن را به حساب آورده­ اند. ولی با توجه به سهم عمده زنان روستایی در کشاورزی، متأسفانه در طرح­ های توسعه پایدار، این قشر کمتر مورد توجه قرار گرفته و همچنان به عنوان شرکای «نامرئی» قلمداد می­ شوند(منبع محفوظ). به عبارت دیگر برخی از کارشناسان توسعه بر این باورند که بدون به­ کارگیری رهیافت­ های مشارکتی دستیابی به اهداف توسعه پایدار دشوار است(منبع محفوظ).

بنابراین، مشارکت دادن زنان در برنامه ­ها و تصمیم­ گیری ­های مربوط به توسعه باعث می­ گردد که آنان اطلاعات و شناختی که در اثر سالیان متمادی در محیط زندگی خود به دست آورده ­اند به راحتی و بدون صرف هزینه ­ای در اختیار برنامه­ ریزان توسعه قرار دهند. و این امر می ­تواند در نهایت، در راستای توسعه پایدار بسیار مهم باشد(منبع محفوظ).

   تقویت مشارکت زنان در راستای توسعه پایدار روستایی

برای تضمین هرچه بیشتر توسعه پایدار، برابری و نیز تقویت مشارکت زنان، می تواند به موارد زیر اشاره نمود:

۱- استراتژی آینده نگرانه نایروبی(پایتخت کنیا)، درباره مشارکت زنان در مدیریت محیط زیست و جلوگیری از تخریب و آلودگی آن باید در همه کشورها به اجرا درآید.

۲- سیاست کلی کشورها باید بر ملاحظه سهم بیشتر زنان در برنامه ­ریزی ­های توسعه پایدار شامل تصمیم­ گیری، برنامه ­ریزی و مسایل مدیریتی و فنی استوار بوده و دفاتر مربوط به زنان و سازمان های غیر دولتی ایجاد یا تقویت شود.

۳- موانع مشارکت زنان اعم از مشکلات تشکیلاتی، قانونی، اداری، فرهنگی، رفتاری، اجتماعی، اقتصادی و غیر آن باید تا سال ۲۰۰۰ برطرف گردیده و استراتژی آن تدوین و منتشر گردد.

۴- تا سال ۱۹۹۵ باید راهکارهای ملی، منطقه­ای و بین المللی برای ارزیابی اثرات مشارکت زنان در برنامه­ های محیط زیست و نیز توسعه و تعیین میزان بهره ­برداری آنان از این اثرات ایجاد گردد.

۵- تجزیه و تحلیل­ های مربوط به اثرات جنسیت در برنامه ­های توسعه باید به عنوان یک عامل ضروری مورد توجه قرار گیرد. مراکزی باید ایجاد شود تا منابع شهری و روستایی برای ترویج فناوری­ های لازم و سازگار با محیط زیست را به زنان آموزش دهد(منبع محفوظ).

نقش زنان در پایداری محیط زیست

 به عقیده «واندا شیوا» اکثر تحقیقات در مورد زنان و محیط زیست، روی زنان به عنوان قربانیان ویژه تخریب محیط زیست متمرکز شده­ اند. در حالی­ که درکنار این دیدگاه، توجه به بازشناسی نقش زنان در مدیریت منابع پایدار، مهم است (منبع محفوظ). به عقیده« هماتی» مدارکی وجود دارد که زنان از نظر زیست محیطی نسبت به مردان آگاه ترند و بیشتر در فعالیت­­ های حفاظت از محیط­ زیست از قبیل بازیافت مواد زائد، استفاده مجدد از مواد زائد، خرید آگاهانه کالاهای سازگار با محیط زیست و غیره درگیر هستند( منبع محفوظ).  

اکوفمینیست­ ها بحث می ­کنند که به طور تاریخی دانش زنان از طبیعت به حفظ زندگی کمک می کند. نظریه اکوفمینیستی تسلط و بهره کشی تاریخی زنان و طبیعت را در کنار یکدیگر ترسیم کرده و هر دو را قربانیان توسعه در نظر گرفته است. بر اساس این دیدگاه هر آسیبی به طبیعت به زنان آسیب می ­رساند(منبع محفوظ). اکولوژیست های سیاسی فمینیست نیز نشان داده­اند که زنان در  شورهای در حال توسعه دانش عمیقی درباره  بذرها، بوته ها، گیاهان و درختان و در کل منابع طبیعی دارند(منبع محفوظ).

بنابراین در یک رهیافت و فرایند توسعه از پایین به بالا و حساس به جنسیت، زنان در کشورهای در حال توسعه یک عنصر کلیدی توسعه در کل و به خصوص در زمینه حفاظت از محیط زیست هستند (منبع محفوظ).

در اکثر نقاط جهان زنان و دختران مسؤل گردآوری آب برای پخت و پز، نظافت و بهداشت هستند و چون موجودی آب به طور فزاینده ای محدود شده است، آلودگی ناشی از فشار جمعیت و پیامدهای خصوصی سازی، بقاء زنان و خانواده­شان را به خطر انداخته است. بنابراین بهبود در تأمین آب منوط به آن است که زنان یک محور تصمیم گیری باشند(منبع محفوظ).  

بر اساس مطالعات بسیاری که انجام شده است، زنان روستایی قسمت زیادی از کارهای کشاورزی را بر عهده دارند. در مورد منابع طبیعی می ­توان کارکرد زنان را از  طریق نقشی بررسی کرد که آن ها در مسئله آب و خاک دارند(منبع محفوظ).  

از سوی دیگر نقش زنان در مدیریت خانه و در زمینه تولید و دفع زباله­ های خانگی از مواردی است که تأثیر مستقیم بر محیط زیست دارد. انتخاب روش­ های سالم و بهداشتی دفع زباله ­ها و تفکیک و بازیافت مجدد آن­ها، مدیریت تولید زباله و…،  از مواردی هستند که زنان به­ طور مستقیم در آن نقش دارند. نقش تربیتی زنان نیز در این میان حائز اهمیت بسیاری است. تربیت و آموزش اصول حفظ محیط زیست به فرزندان و آموزش عملی روش ­های جلوگیری از تخریب محیط زیست تأثیر قابل توجهی بر تربیت نسلی مراقب و نه مخربِ محیط زیست خواهد داشت.

مطالب فوق نشان دهنده یک روی سکه است و روی دیگر آن تخریب محیط زیست توسط زنان است که علت عمده آن در کشورهای در حال توسعه، فقر و تلاش برای بقاء از هر طریق و بهره­کشی زیاد از منابع طبیعی در دسترس است(منبع محفوظ).

این در حالی است که اکثریت فقرای جهان زنان و کودکان هستند. زنان بیش از ۶۰ درصد افرادی را که زیر خط فقر هستند، شامل می ­شوند(منبع محفوظ). بر این اساس بسیاری از کشورها با منطقی نمودن نوع ارایه خدمات با شرایط منطقه­ای و محلی و توانمندسازی، به دنبال یافتن راه حل ­های قابل قبول برای بهبود خدمات­رسانی و کمک به مردم برای رهایی از دام فقر هستند. چنین اقدامی مستلزم درک کافی از ارزش­ها و توانمندی ­های این جوامع است(منبع محفوظ). بنابراین کاهش فقر، بدون درک نقش ها و نیازهای متمایز زنان نمی ­تواند بدست آید. از این رو تمرکز روی ریشه کنی فقر، برابری جنسیتی و پایداری زیست محیطی در حقیقت نشان می ­دهد که بین کاهش فقر، توانمند­سازی زنان و حفظ منابع طبیعی رابطه ای اساسی وجود دارد(منبع محفوظ).

مشارکت زنان و توسعه پایدار در بعد زیست محیطی

به عقیده «سگر» یکی از اصول توسعه پایدار، اصل مشارکت عمومی و دسترسی به اطلاعات و عدالت است. این اصل معتقد است که مردم باید قادر به مشارکت در روندهای تصمیم­ گیری باشند، که بر رفاه و زندگی شان موثر است(منبع محفوظ).

یانگ (۱۹۹۳) در کتابش به نام« برنامه­ریزی و توسعه با زنان» درگیری زنان را در همه سطوح تفکر، برنامه­­ ریزی و پیاده ­سازی توسعه را به عنوان ظرفیت سازی برای تغییر نه تنها در میان زنان، بلکه برای جامعه وسیع تر می­بیند. او اشاره می­کند که به دلیل این­که زنان منابع با ارزشی هستند، تنها نباید به عنوان کارگران ساده برای استراتژی­های توسعه طرح ریزی شده به وسیله دیگران دیده شوند، بلکه نیازمند آن هستند که به عنوان برنامه­ ریزان و طراحان توسعه به­کار گرفته شوند. در این ­جا مشارکت در تصمیم گیری اشاره به حضور فعال در طراحی، اجرا و بازنگری فعالیت­ های توسعه  پایدار در همه سطوح دارد(منبع محفوظ). سیاست­ های جنبش محلی از دهه ۱۹۶۰ تا دهه ۱۹۸۰ زنان مشارکت کنندگان اصلی در سازمان­ های اجتماعی بودند، اما اغلب به عنوان رهبران شناخته نشده ­اند. در دهه های۱۹۶۰ و ۱۹۸۰ زنان مدافعان قوی برای کنترل اجتماعی خدمات و امنیت محلی بودند. علی­ رغم این، نقش برجسته زنان در ارتقاء و توسعه برنامه جامع در سازمان های بر پایه اجتماع، هرگز  به­طور کامل بازشناسی و مورد تقدیر قرارنگرفته است(منبع محفوظ). بنابراین، بررسی و مطالعات نشان داده است که با وجود این­ که زنان در دستیابی به شاخص های توسعه، محروم ­تر از مردان هستند، اما نقش کلیدی در توسعه اقتصادی و اجتماعی را بر عهده دارند( منبع محفوظ).

لوکاس معتقد است مشارکت زنان در روند تصمیم گیری ­ها یک روند توانمند سازی است، فرصت­ هایی برای تصمیم­ گیری و تفکر جمعی فراهم می­­آورد، ظرفیت تفکر انتقادی را افزایش می دهد و موضوعات عدالت اجتماعی و کنش جمعی نسبت به اهدافی را که جامعه از آن نفع می ­برد، مجدداً نشان می­ دهد. او ادامه می­ دهد هنگامی که به زنان فرصت داده می­ شود، می ­توانند با شرایط وفق یافته و بر عوامل بیرونی که زندگی خود و خانواده شان را شکل می ­دهد، تأثیر بگذارند(منبع محفوظ).

نمونه ­های بسیاری از اهمیت مشارکت زنان در برنامه­ های حفاظت از محیط زیست در پروژه­ های سازمان ­های بین المللی و منطقه ای از قبیل سازمان ملل، بانک جهانی، فائو و…، وجود دارد که نقش قاطع زنان را در روندهای اجرا و تصمیم گیری نشان می ­دهد. به­­ یژه در کشورهای در حال توسعه که زنان بیشترین تماس مستقیم با محیط زیست را دارند، برنامه­ های حفاظت از محیط زیست آن­ ها را به عنوان گروه­ های هدف در نظر گرفته و موفقیت این برنامه ­ها را علی رغم موانع زیاد، تابعی از مشارکت زنان می ­داند.

طبق یافته ­های به دست آمده از مطالعات، زنان در پایداری محیط زیست نقش عمده ای دارند. زنان با توجه به نقشی که در عرصه­ های گوناگون دارند، قادر به تأثیر گذاری بسیار بر محیط زیست هستند. در بسیاری از نقاط دنیا به خصوص نقاط روستایی، زنان از مهم ­ترین نیروهای درگیر در امر کشاورزی و در نتیجه ارتباط مستقیم با محیط زیست هستند. در این زمینه زنان دارای دانش و تخصص بسیار در مورد مسایل مرتبط با محیط اطراف خود هستند. نقش آنان در کشاورزی، تربیت حیوانات، تهیه آب به ویژه در مناطق کویری، کشت و مراقبت از باغچه­ های خانگی، مصرف خانوار و…، بسیار پر رنگ بوده و می ­توانند تأثیر بسیاری برمحیط زیست اطراف خود داشته باشند.

همان ­گونه که مشاهده شد زنان می ­توانند نقش مهمی در حفاظت از محیط زیست و مصرف بهینه منابع داشته باشند. با این­ حال نقش آنان در روندهای تصمیم­ گیری زیست محیطی چندان ملموس نمی­باشد، هر چند که در سال­ های اخیر زنان نقش پر رنگ ­تری را در روندهای تصمیم ­گیری­ های زیست محیطی بر عهده دارند. با این­حال ورود زنان به عرصه تصمیم سازی و ارایه آموزش­ های لازم به آنان و بالا بردن آگاهی ­های زیست محیطی و دادن اطلاعاتی در زمینه چگونگی تأثیر گذاری آنان بر محیط زیست اطرافشان، می­ تواند تا حدی حداقل در سطح محیط زندگی به کاهش تخریب و آسیب به محیط زیست کمک نماید. به علاوه زنان این اطلاعات و آموزش­ ها را به فرزندان خود منتقل کرده و نسلی تربیت خواهد شد که در عرصه ­های مختلف حافظ محیط زیست و طبیعت خواهد بود. بنابراین، علی ­رغم پذیرش موضوع برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان، هنوز هم در سطوح تصمیم گیری، فاصله چشمگیری بین زنان و مردان در مشاغل مرتبط با تصمیم گیری و تصمیم ­سازی وجود دارد(منبع محفوظ ).

هر چند در برخی از مطالعات انجام شده در ایران به دلیل عدم پرسش متغیرهای مطالعه، مورد بررسی قرار نگرفته است، ولی بررسی شواهد تجربی از سایر موج­ های پیمایش ارزش­های جهانی و چند مطالعه ای که در داخل از کشور انجام شده روند مشابهی را نشان می ­دهد. به عنوان مثال ۴/۹ درصد زنان در مقابل ۱۱ درصد مردان اعلام کرده بودند که در سازمان ­های حفاظت از محیط زیست عضویت دارند. در موج پنجم پیمایش ارزش های جهانی مردان اعلام کرده بودند که در سازمان­های حفاظت از محیط زیست عضویت دارند.

بنابراین زنان عملاً اقدامات عملی بیشتری در جهت حفاظت از محیط زیست و استفاده بهینه از منابع انجام می ­دهند و در زندگی روزانه خود بیشتر از مردان در جهت حفظ محیط زیست اقدام می ­کنند. بنابراین، افزایش حضور زنان در روندهای تصمیم­ سازی زیست محیطی نه تنها آگاهی آنان را نسبت به مسایل زیست محیطی افزایش خواهد داد، بلکه می­ تواند با انتقال دانش و تجارب روزانه، آن­ ها را به مشارکت فعالانه­ تر در برنامه­ های مختلف ترقیب نماید و در کل موفقیت طرح های حفاظت از محیط زیست را افزایش دهد.

 

 . Vanadana Shiva

. Hemmati

. Segger

 

. Young

 

. Lucas

 

نظرات
نظرات پس از تائید مدیریت منتشر خواهد شد

نظرسنجی



محل قرار گیری نظر سنجی

طراحی و اجرا :  تابناك وب