ای فرزندان این مرز و بوم، ای غنچههای شکفتۀ انقلاب،
این دل سوخته زبان شکوه نمیگشاید از دردِ ناکامیها؛ میداند که رگبار تهمت و تحریف، سیل تحریم و خیانت، و نیز سنگینی بار مدیریتهای ناکارآمد و ناشایسته، قامت ملت را خمیده کرده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
وَلا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ( سوره هود/ ۱۳): و به ستمکاران میل نکنید که آتش (عذاب الهی) شما را فرا گیرد.
مولا علی علیه السلام نیز در نهج البلاغه حکمت ۳۶۹، میفرمایند:
«إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَهَ الْحَمْقَى فَإِنَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَنْفَعَکَ فَیَضُرَّکَ»
پرهیز از دوستی با نادانان؛ زیرا او میخواهد به تو سود برساند، اما به تو زیان میزند.
آیه قرآن هشدار میدهد که مبادا در نارضایتی از مشکلات داخلی، به ظالمان و دشمنان ملت (اشاره به استکبار جهانی) تمایل پیدا کنید که نتیجهاش نابودی است. حدیث امام علی(ع) نیز تأکید میکند که همراهی با جاهلان و کسانی که شعور سیاسی و اجتماعی ندارند -حتی اگر قصد کمک داشته باشند – در نهایت به ضرر جامعه و نظام تمام میشود. این دو جمله بهطور مستقیم بر هشدار نسبت به پیامدهای همکاری ناآگاهانه با دشمن و افتادن در دام آشوب تأکید میکنند.
اما سخن من با شما جوانان
ای فرزندان این مرز و بوم، ای غنچههای شکفتۀ انقلاب،
این دل سوخته زبان شکوه نمیگشاید از دردِ ناکامیها؛ میداند که رگبار تهمت و تحریف، سیل تحریم و خیانت، و نیز سنگینی بار مدیریتهای ناکارآمد و ناشایسته، قامت ملت را خمیده کرده است. آری، زخمهایی بر پیکر امت است: زخم اختلاس، زخم بیکفایتی، زخم نشستن بر سفره خون شهدا و ندانمکاریهای برخی که در جایگاههای خطیر، بیجا نشستهاند. این دردها را انکار نمیکنم؛ زیرا خود از جنس شمایم و این الم را با جان حس کردهام.
اما ای عزیزان، آیا بر این زخمها، باید نمک پاشید؟ آیا باید با دست خویش، مشتعلترشان کرد؟ آنگاه که دشمن تاریخی، با دندانهای آغشته به خون هزاران شهید ما – از کودتا تا جنگ تحمیلی، از ترور تا فشار اقتصادی، و تا جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، و شهید کردن دانشمندان ما – کمین گرفته، آیا هوشیار نیستیم که فریادِ حقخواهیمان را، آتش بیدستان نکینیم؟
نگریستید به آنسوی مرزها؟ آنجا که پای استکبار به خانهای باز شد، خانمانسوزی آغاز گشت. ونزوئلا، سوریه، عراق، لیبی، افغانستان… پیکرۀ خونین ملتهایی که امروز در دریای بیپناهی سرگردانند، گواهی میدهند که «آزادی»ِ دروغین دشمن، جز بردگی نوین ندارد. مگر غیر از این است که آنان چشم به منابع ما، به استقلال ما، به هویت ما دوختهاند؟ آیا بیصبری ما، آب به آسیاب دشمن نمیریزد؟
راهش این نیست که هنگام تندباد، کشتی را بشکنیم. راهش این نیست که به ناله، خیابان را عرصۀ تاختوتاز بیگانه کنیم. راه درست، همان است که امام راحل(ره) آموخت: «صبر» و «تدبیر» و «اصلاح درون». راه درست، قهر کردن با صندوق رأی نیست؛ حضور آگاهانه و پیگیری خستگیناپذیر مطالبات در مسیر قانون است. راه درست، رحم کردن به یکدیگر است، نه هراساندن و گریزانی. راه درست، افشای نادرستیها با زبان منطق و استقامت است، نه با آشوبی که پایانش، اشک و خاکستر است.
ای دولتمردان! سخنی با شما نیز هست: آیا این گرانیهای ناگهانی، این فشار بر طبقۀ مستضعف، خنجری بر پشت مقاومت ملت نیست؟ آیا نادیده گرفتن فریاد مردم، خدمت به دشمن نیست؟ اصلاح را از خود آغاز کنید؛ بر مسند خدمت بنشینید، نه بر اریکۀ قدرت.
ای احزاب و جریانها! از جان این ملت چه میخواهید؟ مگر پس از فروپاشی حرمت این خاک، قدرت و منصبی برای شما باقی میماند؟
بیدار باشیم! دشمن در کمین نشسته تا از رنج ما، شهوت تصرف خود را سیراب کند. بیایید به جای ریختن بنزین بر آتش، چراغ خِرَد و وحدت را فروزان کنیم. بیایید نقاط ضعف را با دستان همبستگی، مرهم نهیم، نه با چنگال اختلاف.
این کشور، خانۀ همۀ ماست. اگر سقفی شکسته، با هم بسازیمش؛ اگر دیواری ترک برداشته، با هم استوارش کنیم. اما هرگز کلید خانه را به بیگانه نسپاریم -که پس از او، نه خانه میماند، نه آشیانه.
والسَّلَامُ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِینَ.