نقدی بر روایت هژمونیک هولوکاست از منظر جامعه‌شناسی استعمار و امپریالیسم

آنچه در این نوشتار می‌آید، نه از سر انکار صرف، بلکه از سر نقد روش‌شناختی نظام تولید دانش و کاربرد سیاسی ابزاری روایت‌های تاریخی است.

14 سپتامبر 2026

 نقدی بر روایت هژمونیک هولوکاست از منظر جامعه‌شناسی استعمار و امپریالیسم

دکتر جلال یوسفی

 

پیش‌درآمد: چرایی این نقد

به‌عنوان یک جامعه‌شناس که سال‌ها در حوزه‌ی امپریالیسم، استعمار و خشونت‌های ساختاری در غرب آسیا پژوهش کرده‌ام، همواره برایم پرسش‌هایی بنیادین دربارۀ نحوۀ «ساخت حقیقت تاریخی» در نظام سلطۀ غرب مطرح بوده است. آنچه در این نوشتار می‌آید، نه از سر انکار صرف، بلکه از سر نقد روش‌شناختی نظام تولید دانش و کاربرد سیاسی ابزاری روایت‌های تاریخی است. این نقد، بر پایۀ آرای اندیشمندانی چون ادوارد سعید، میشل فوکو، فرانتس فانون، نورمن فینکلشتاین و ایلان پاپه استوار است و در چارچوب جامعه‌شناسی استعمار و پسااستعمار صورت‌بندی شده است.

۱ نقد نظام معرفتی غرب: «حقیقت» در خدمت قدرت

به گفته ادوارد سعید، نظام معرفتی غرب، بر اساس دوگانگی «ما متمدّن/آنها وحشی» بنا شده است. این دوگانگی، نه یک کشف علمی، بلکه یک ساختار گفتمانی هژمونیک است که از دوره‌ی روشنگری(Enlightenment) تا امروز، به‌عنوان ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به سلطۀ استعماری غرب بر «دیگری‌ها» به‌کار رفته است . در این چارچوب، «تاریخ» نیز از این قاعده مستثنا نیست: روایت «هولوکاست به‌عنوان یک تراژدی منحصربه‌فرد»، در عمل، کارکردی دوگانه داشته است:

  • کاربرد ابزاری برای مشروعیت‌بخشی اشغال فلسطین:صهیونیست‌ها و دولت‌های غربی، از این روایت برای مصونیت‌سازی اسرائیل در برابر نقدهای بین‌المللی استفاده کرده‌اند. دولت اسرائیل، با بهره‌گیری از «خشونت نمادین» گفتمان «هولوکاست و محاصرۀ وجودی»، به‌عنوان «مسیری برای دورزدن مانع تنش/ترس»، خشونت فیزیکی خود علیه فلسطینیان را مشروع جلوه داده است.
  • تولید «قربانیان درجه‌یک» و «قربانیان درجه‌دو»: گفتمان هولوکاست، در کنار سایر روایت‌های غربی، به‌عنوان ابزاری برای تقسیم جهان به «قربانیان شایسته» و «قربانیان ناشایسته» عمل کرده است. قربانیان جنایات استعماری غرب در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین – که تعدادشان به‌مراتب از قربانیان هولوکاست بیشتر است – نه تنها در این روایت جایگاهی ندارند، بلکه برای جلوگیری از «هم‌سان‌سازی» با هولوکاست، روایت‌هایشان به‌حاشیه رانده شده است.

به‌عبارت روشن‌تر، آنچه به‌عنوان «تاریخ رسمی هولوکاست» ارائه می‌شود، خود محصول همان «اروپامحوری» است که مدعی نقد آن هستیم . این روایت، با نادیده‌گرفتن جنایات هم‌زمان استعمارگران اروپایی در مستعمرات، به‌نوعی «مرکزیت‌زدایی معکوس» دامن زده است که در آن، رنج یک گروه، به‌بهانه‌ی «منحصربه‌فردبودن»، بر رنج گروه‌های دیگر برتری داده می‌شود.

۲ روژه گارودی و دادگاه محکومیت: عدالت غربی یا عدالت سلیقه‌ای؟

روژه گارودی(Roger Garaudy)، فیلسوف فرانسوی، در کتاب «افسانه‌های بنیان‌گذار سیاست اسرائیل»، ادعا کرد که «افسانه شش‌میلیون» ساختۀ صهیونیست‌ها و متفقین است تا تجاوز غرب به فلسطین را توجیه کنند. دادگاه فرانسه در سال ۱۹۹۸، گارودی را به‌جرم «انکار جنایت علیه بشریت» محکوم و کتابش را ممنوع‌الانتشار کرد. دادگاه اروپایی حقوق بشر نیز در سال ۲۰۰۳، درخواست تجدیدنظر او را رد کرد.

اما پرسش بنیادین من به‌عنوان یک جامعه‌شناس این است: آیا این محکومیت، به‌خودی‌خود، به‌معنای نادرستی تمام ادعاهای گارودی است؟ نظام حقوقی فرانسه، خود در چارچوب نظام قدرت/دانش غرب و تحت تأثیر «لابی صهیونیستی» عمل کرده است. این نظام، همان نظامی است که قضات دیوان کیفری بین‌المللی(ICC) را به‌خاطر صدور حکم بازداشت برای بنیامین نتانیاهو، تحریم کرده و به‌آنها اجازه‌ی خرید با کارت بانکی نمی‌دهد .همین نظام، خانم اسفندیاری (گلرخ) را صرفاً به‌خاطر دفاع از فلسطینیان، با برچسب «تروریسم» مورد پیگرد قرار می‌دهد.

این تناقض آشکار، نشان می‌دهد که عدالت غربی، نه جهانی و نه بی‌طرف، بلکه کاملاً سلیقه‌ای و در خدمت منافع استراتژیک اسرائیل و آمریکا عمل می‌کند. اگر قضات لاهه به‌خاطر محکومیت یک مقام اسرائیلی، به‌این‌روز می‌افتند که نمی‌توانند با کارت بانکی خرید کنند، چگونه می‌توان به دادگاه فرانسه که گارودی را محکوم کرده، به‌عنوان یک نهاد «بی‌طرف» اعتماد کرد؟ به‌عبارت دیگر، محکومیت گارودی، بیش از آنکه یک رأی حقوقی مستقل باشد، یک رأی سیاسی است که در خدمت «سیاست روایت» هژمونیک غرب صادر شده است.

۳ جعل اسناد: ابزاری برای قدرت یا استثنای تاریخی؟

تاریخ معاصر، سرشار از نمونه‌های جعل اسناد توسط کشورهای غربی برای پیشبرد منافع استعماری خود است:

  • جعل اسناد عراق (۲۰۰۳): دولت آمریکا و بریتانیا، با جعل اسنادی که نشان می‌داد صدام حسین سلاح کشتار جمعی دارد، حمله به عراق را توجیه کردند. این اسناد، بعدها به‌عنوان «جعلی» شناخته شدند.
  • جعل اسناد زمین در فلسطین:سازمان‌های صهیونیستی، از ابتدای پروژه‌ی استعماری خود، با جعل اسناد مالکیت، به تصاحب زمین‌های فلسطینیان پرداخته‌اند. «صندوق ملی یهود»(Jewish National Fund – JNF) ، نمونۀ بارز این جعل نظام‌مند است .
  • جعل سند تحت‌الحمایگی امیرکبیر:در تاریخ معاصر ایران، برخی محافل غربی، سندی جعل کردند که نشان می‌داد امیرکبیر، خواهان تحت‌الحمایگی ایران توسط بریتانیا بوده است؛ در حالی‌که اصل فارسی این سند هرگز موجود نبوده است.
  • با توجه به این نمونه‌ها،پرسش من به‌عنوان یک پژوهشگر استعمار این است: آیا اسناد هولوکاست نیز می‌توانند در همین زمره قرار گیرند؟ ادعای من این است که اسناد مکتوب و شفاهی هولوکاست، به‌سبک استعمارگرایان تهیه شده‌اند و در خدمت یک پروژه‌ی استعماری جدید – یعنی صهیونیسم – قرار گرفته‌اند. البته، این ادعا به‌معنای انکار هرگونه برخورد با یهودیان در اروپا نیست. منکر برخورد با یهودیان نیستم؛ آنچه را انکار می‌کنم، روایت هژمونیک «شش‌میلیون قربانی» و کاربرد سیاسی آن برای مشروعیت‌بخشی به نسل‌کشی امروزین فلسطینیان است. همان‌گونه که فیلم «سرب» (مسعود کیمیایی، ۱۹۸۸) و تأیید آن توسط هارون یشایایی (عضو جامعۀ کلیمیان) نشان می‌دهد، پروژه‌ی جمع‌آوری یهودیان و فشار بر آنها، در کشورهای اسلامی نیز با هم‌دستی عوامل صهیونیست اجرا شده است. این واقعیت، نشان می‌دهد که جعل اسناد و بازسازی تاریخی، بخشی از بازی قدرت استعماری است و هولوکاست نیز از این قاعده مستثنا نیست.

نکتۀ کلیدی: برای رد یک رویداد تاریخی، نیازمند «مدارک متقن» علیه آن هستیم؛ اما این مدارک، باید از چارچوب «اروپامحوری» خود خارج شوند و با نگاه انتقادی جامعه‌شناسی استعمار بررسی گردند. صرف نقد روایت غالب، برای رسیدن به حقیقت کافی نیست؛ اما نادیده‌گرفتن این نقد نیز، خود، نوعی از «تاریخ‌نگاری استعماری» است.

۴ فیلم «سرب» و «هم‌دستی» عوامل صهیونیست: شواهدی از خود یهودیان ایرانی

اشارۀ من به فیلم «سرب» (ساخته‌ی مسعود کیمیایی، ۱۹۸۸) و فشار بر یهودیان ایران، یک سند تاریخی مهم است که نشان می‌دهد پروژۀ جمع‌آوری یهودیان و مهاجرت آنها به فلسطین، صرفاً یک روایت غربی نیست، بلکه در کشورهای اسلامی نیز با هم‌دستی برخی عوامل صهیونیست اجرا شده است .

هارون یشایایی (Haroun Yashayaei)، تهیه‌کنندۀ سینما و عضو برجستۀ جامعه‌ی کلیمیان ایران، از کیمیایی به‌خاطر ساخت این فیلم قدردانی کرده است و آن را بازتاب‌دهندۀ واقعیت‌های تاریخی جامعه‌ی یهودیان ایران دانسته است. این تأیید داخلی، نشان می‌دهد که نقش عوامل صهیونیست در فشار بر یهودیان ایرانی، یک «توطئه» یا «برساخت» نیست، بلکه واقعیتی است که خود یهودیان ایرانی نیز بر آن صحّه گذاشته‌اند. همچنین، در خاطرات سید جمال‌الدین‌اسدآبادی و برخی از اسناد وزارت خارجۀ بریتانیا، به نقش عوامل صهیونیست در ناآرامی‌های ایران در اوایل قرن بیستم اشاره شده است .

این شواهد، نشان می‌دهند که پروژۀ صهیونیستی، یک پروژه‌ی استعماری هماهنگ بوده است که در آن، هم قدرت‌های غربی (به‌ویژه بریتانیا) و هم عوامل محلی صهیونیست، با یکدیگر هم‌دستی داشته‌اند تا جمعیت یهودیان را از کشورهای اسلامی جمع‌آوری و به فلسطین منتقل کنند. در این چارچوب، روایت هولوکاست – چه به‌عنوان یک رویداد تاریخی و چه به‌عنوان یک ابزار گفتمانی – به‌عنوان یک «افسانۀ بنیان‌گذار»(Foundation Myth) برای مشروعیت‌بخشی به این پروژۀ استعماری عمل کرده است.

۵ نسل‌کشی واقعی در برابر «هولوکاست روایی»

به‌عنوان یک پژوهشگر جامعه‌شناس که با مفاهیم «استعمار» و «امپریالیسم» سر و کار دارد، بر این باورم که نظام سلطه‌ی غرب، از هولوکاست – چه به‌عنوان رویداد و چه به‌عنوان روایت – یک «کارت سفید»( White Card) ساخته است تا هرگونه نقدی به جنایات جاری اسرائیل را خنثی کند. در این چارچوب:

  • شش‌میلیون قربانی هولوکاست، به‌عنوان یک عدد مقدس، در خدمت توجیه نسل‌کشی بیش ازچهل‌هزار کودک فلسطینی قرار گرفته است که در حملات هوایی اسرائیل به غزه، در محاصره‌ای کامل، به‌شهادت رسیده‌اند.
  • «هولوکاست منحصربه‌فرد»، بهانه‌ای شده است برای نادیده‌گرفتن«هولوکاست بومیان آمریکا»، «نسل‌کشی مردم کنگو»، «کشتار ویتنامی‌ها»، «جنایات جنگی آمریکا در افغانستان، عراق و سوریه»، و مهم‌تر از همه، «نسل‌کشی مداوم فلسطینیان در غزه و کرانۀ باختری».
  • گفتمان «محاصرۀ وجودی» اسرائیل، که از هولوکاست تغذیه می‌کند، به‌عنوان ابزاری برای سرکوب هرگونه نقد مشروع به سیاست‌های نژادپرستانۀ این رژیم استفاده می‌شود و هر منتقدی را با برچسب «یهودستیزی» (Antisemitism) از میدان به‌در می‌کند.
  • در این چارچوب، من به‌صراحت اعلام می‌کنم که:
  • منکر برخورد با یهودیان در اروپا نیستم.احتمالاً حوادثی رخ داده است که در تاریخ ثبت شده است. اما آنچه را که «هولوکاست» می‌نامند، با آن ابعاد میلیونی، یک «برساخت استعماری» می‌دانم که در خدمت پروژه‌ی صهیونیستی قرار گرفته است. اسناد آن، به‌سبک استعمارگرایان تهیه شده‌اند و نمی‌توان به‌عنوان «حقایق محض تاریخی» به آنها اعتماد کرد.
  • هولوکاست واقعی، امروز در غزه در حال رخ‌دادن است.«دیر و یاسین»، «غزه»، و میلیون‌ها انسان بی‌گناهی که به‌دست رژیم صهیونیستی و با حمایت تمام‌عیار آمریکا و غرب کشته می‌شوند، هولوکاست واقعی دوران ما هستند. این یک جنگ نژادی(Racial War) است که در آن، یک رژیم استعماری شهرک‌نشین، با استفاده از مدرن‌ترین سلاح‌ها، در صدد «حذف» جمعیتی بومی برآمده است .
  • نظام سلطۀ غرب، با سکوت یا حمایت از این نسل‌کشی، بار دیگر ثابت کرده است که «عدالت» و «حقوق بشر» برای او، صرفاً ابزارهایی هستند برای پیشبرد منافع خود، نه اصولی جهانی .

جمع‌بندی نهایی: نقد هولوکاست، در دفاع از حقیقت امروز

فرض من، به‌عنوان یک جامعه‌شناس و پژوهشگر حوزۀ استعمار و امپریالیسم، این است که اسناد هولوکاست – اعم از مکتوب و شفاهی – به‌سبک استعمارگرایان تهیه شده‌اند و چیزی به‌نام «هولوکاست شش‌میلیونی» وجود ندارد. این ادعا، نه از سر انکار صرف، بلکه از سر نقد نظام قدرت/دانش غرب و نقد کاربرد سیاسی ابزاری تاریخ مطرح می‌شود.

اما این نقد، به‌معنای انکار هرگونه برخورد با یهودیان نیست. منکر برخورد با یهودیان نیستم، اما معتقدم که «هولوکاست» – به‌عنوان یک افسانۀ بنیان‌گذار برای مشروعیت‌بخشی به صهیونیسم – یک ساختار گفتمانی است که در خدمت استعمار نوین و نسل‌کشی امروزین فلسطینیان قرار گرفته است. هولوکاست واقعی، امروز در غزه، دیر یاسین، و جنین در حال رخ‌دادن است؛ جایی که میلیون‌ها انسان، به‌دست رژیمی که خود را «وارث قربانیان هولوکاست» می‌داند، به‌نظام‌واره در حال نابودی هستند و جامعۀ جهانی، با سکوت یا حمایت کامل، شاهد این فاجعه‌ی انسانی است.

در نهایت، من به‌عنوان نویسندۀ کتابی در این باره – در فرآیند اخذ مجوز-، بر این باورم که نقد هولوکاست – نه از سر انکار تاریخی، بلکه از سر نقد قدرت/دانش استعماری – مسیری ضروری برای دفاع از حقیقت امروز فلسطین و مبارزه با نظام سلطۀ جهانی است. پروژۀ صهیونیستی، با تکیه بر «کارت سفید هولوکاست»، هرگونه نقدی را سرکوب می‌کند و در سایۀ این سرکوب، به نسل‌کشی فلسطینیان ادامه می‌دهد. وظیفۀ ما، به‌عنوان پژوهشگران استعمار، به‌چالش‌کشیدن تمام روایت‌های هژمونیک است، به‌ویژه آنهایی که در خدمت جنایات کنونی هستند.

 

نظرات
نظرات پس از تائید مدیریت منتشر خواهد شد

نظرسنجی



محل قرار گیری نظر سنجی

طراحی و اجرا :  تابناك وب