امروز : چهارشنبه,۲ام خرداد ۱۴۰۳

بی تفاوتی رسانه های ممسنی مرا می آزارد.

هرگاه نوشتم تا از قلم دفاع کنم، یعنی در حقیقت داد این قلم بر ظلم رفته براو بلند شد نیز راه بندان ها ، راه بر سیاهه اش بستند و چون اعتراض گردید، آن چه دوست داشتند نوشتند و پاسخگو نبودند.البته آن را که از غیر خدا بترسد بهتر از این نخواهد بود.

9 نوامبر 2015

بی تفاوتی رسانه های ممسنی مرا می آزارد.

جلال یوسفی

در سال های گذشته و به ویژه در چهار سالی که گذشت، قدرت حاکم بر فضای سیاسی شهرستان به لطایف الحیل نگذاشت که حرف حق به گوش مردم برسد. گاه نیز آن چه خواستند و توانستند نوشتند و حاضر به نوشتن یک سطر جوابیه نشدند!

آدم درد دلش را به چه کسانی بگوید؟ شکایتش را به نزد که ببرد؟! وقتی که آن که پشت میز قضاوت نشسته خود مدعی است!


در این چهار سالی که گذشت برای آن که از درد مردم نوشتم، از قتلگاه مصیری ( جاده کمربندی)، نداشتن پایانه مسافربری، نبود اشتغال، بر باد رفتن منابع ملی، از بین رفتن رودخانه فهلیان، نبود راه درست و حسابی و قتل عام مردم و بخصوص جوانان در لای آهن پاره های سایپا و ایران خودرو و سایر مونتاژ کنندگان مچ بر کشوری، ریختن  آشغال در طبیعت بکر خداوندی، رها شدن احشام در درون شهر، نبود بیمارستان و فضای درمانی، بی درب و پیکر بودن گلستان شهدا، نبود خیابان درست و حسابی در شهر، و….ده ها مشکل دیگر، تا انتقاد از سیاست های تخریب منابع طبیعی،آثار باستانی، قبرستان و تاریخ منطقه ، همه و همه تیری در ترکش برای زخم بر پیشانی و شکستن این قلم گردید.

هرگاه نوشتم تا از قلم دفاع کنم، یعنی در حقیقت داد این قلم بر ظلم رفته براو بلند شد نیز راه بندان ها ، راه بر سیاهه اش بستند و چون اعتراض گردید، آن چه دوست داشتند نوشتند و پاسخگو نبودند.البته آن را که از غیر خدا بترسد بهتر از این نخواهد بود.

برخی نیز در خفاء عذر خواسته و برای بالا بودن کرکره رسانه شان اقدامی نکردند تا نانشان آجر نشود. 

این ها کام مرا بسیار تلخ کرد. بگذرم که چنان که در نامه ای به سایت دیار ممسنی نوشتم و او حاضر به انتشارش نشد، چه تهمت ها که بر من نزدند، اما آن چه مرا بیشتر رنجاند و هیچ وقت این ظلم را فراموش نمی کنم، برخورد دو گانه سایت ها و رسانه های ممسنی است.

وقتی هر بی نام و نشانی سری ترین چیز مرا در سایتی به صورت کامنت می نویسد، غافل از آنند که این نوشته چون بی جواب می ماند، مردم سکوت را نشانه رضا می دانند.

بی انصافی تا آن جا که یک جلسه خصوصی و محفلی( البته برای عده ای تقسیم غنایم  هنوز به دست نیامده) به صورت کامنت در سایتی نوشته می شود، من در عجبم چرا این سایت جوابیه را ولو زیاد باشد، برای تنویر افکار عمومی منتشر نمی کند.

من شکایت را به نزد خدا می برم. زیرا  شکایت نهایت به دست متهم خواهد رسید. هرچند ترسی از این ها نیست اما بی انصافی تا آن جا که مردمی که برایشان خود را به آب و آتش زده نیز ساکت نشسته اند. انگار که قرار است دیگران فدایی آن ها شوند.

من در عجبم مردم انسان های هم جهت باد را این قدر احترام می گذارند. اما یاوران خود را در هنگامه ای که به آن ها احتیاج دارند، تنها می گذارند! البته این رسم روزگار است.

نظرات
نظرات پس از تائید مدیریت منتشر خواهد شد

نظرسنجی



محل قرار گیری نظر سنجی

طراحی و اجرا :  تابناك وب