بحران ترکیبی اقتصاد ایران: از خلق پول تا محاصره ارزی در بستر جنگ و تحریم

اقتصاد ایران با ترکیبی از عوامل ساختاری، سیاستی، و تحریم‌های خارجی دست و پنجه نرم می‌کند. در ادامه به تفکیک به علل تورم، دلایل کاهش ارزش ریال، و مقایسه آن با کشورهای همسایه می‌پردازیم.

22 آگوست 2026

 بحران ترکیبی اقتصاد ایران: از خلق پول تا محاصره ارزی در بستر جنگ و تحریم

دکتر جلال یوسفی– جامعه‌شناس اقتصادی و توسعه

بسیاری از ما چه در ذهن خودمان و چه در جامعه اغلب ودر کنش و واکنش با سایر مردم با سؤالات متعددی در باره اقتصاد ایران روبرو می‌شویم. به‌عنوان مثال:

چرا اقتصاد ایران مشکل پیدا کرده است؟  دلایل تورم در اقتصاد ایران چیست؟ چرا ریال( پول ملی کشور) بی ارزش یا کم ارزش شدن شده است؟ در حالی‌که کشورهایی مثل افغانستان، و عراق که سال‌های زیادی نیز توسط آمریکا ( و در افغانستان توسط شوروی سابق و آمریکا) اشغال بودند، پول ملی آنها از تورم زیادی برخوردار نیست. در این نوشته کوتاه بر آنیم تا اقتصاد ایران را با توجه به دلایل تورم و کم ارزش بودن پول ملی آن تشریح کنیم.

 

اقتصاد ایران با ترکیبی از عوامل ساختاری، سیاستی، و تحریم‌های خارجی دست و پنجه نرم می‌کند. در ادامه به تفکیک به علل تورم، دلایل کاهش ارزش ریال، و مقایسه آن با کشورهای همسایه می‌پردازیم.

علل اصلی تورم در اقتصاد ایران

تورم افسارگسیخته در ایران ریشه در یک شبکه به‌هم پیوسته از علل دارد که به چند دستۀ اصلی قابل تقسیم است:

  • علل ساختاری و پولی (ریشه‌های داخلی)

الف) خلق پول و رشد نقدینگی: بسیاری از اقتصاددانان، ریشۀ اصلی تورم در ایران را «خلق پول» برای جبران کسری بودجه می‌دانند . دولت برای پوشش کسری خود، از بانک مرکزی استقراض می‌کند که این امر حجم نقدینگی را افزایش داده و به تورم دامن می‌زند . این یک «بیماری مزمن» در اقتصاد ایران توصیف شده است.

ب) کسری بودجه مزمن دولت: کاهش درآمدهای نفتی و افزایش هزینه‌ها (به‌ویژه در شرایط جنگ)، کسری بودجه را تشدید کرده و وابستگی دولت به خلق پول را بیشتر می‌کند.

  • عوامل ناشی از تحریم و فشار خارجی

الف) کاهش درآمدهای نفتی: تحریم‌های نفتی، مهم‌ترین منبع درآمد ارزی ایران را هدف قرار داده است. صادرات نفت به‌شدت کاهش یافته (در برهه‌هایی نزدیک به صفر) و دسترسی به ارزهای خارجی را با اختلال مواجه کرده است.

ب) شوک‌های سمت عرضه: تحریم‌ها با محدود کردن واردات مواد اولیه، کالاهای واسطه‌ای و تجهیزات، هزینه تولید را در داخل افزایش داده و به افزایش قیمت کالاها منجر می‌شود .

  • انتظارات تورمی و چرخۀ معیوب

انتظارات تورمی: وقتی مردم و کسب‌وکارها انتظار افزایش بیشتر قیمت‌ها را داشته باشند، به سمت خرید و ذخیره‌سازی کالاها روی می‌آورند که خود تقاضا را افزایش داده و تورم را تشدید می‌کند. هم‌چنین، بنگاه‌ها برای جبران هزینه‌های آتی، قیمت‌ها را افزایش می‌دهند که این روند تداوم تورم را به‌همراه دارد.

  • سیاست‌های داخلی و اصلاحات اقتصادی

اصلاحات ارزی و حذف ارز ترجیحی: تلاش دولت برای حذف نظام ارز چندنرخی (که خود منشأ رانت و فساد بود) ، اگرچه در بلندمدت مفید است، در کوتاه‌مدت باعث افزایش ناگهانی قیمت برخی کالاهای اساسی و تشدید تورم شد.

دلایل کاهش ارزش ریال ایران

کاهش شدید ارزش ریال در کنار تورم، یک چرخه معیوب ایجاد کرده است.

  • کاهش شدید درآمدهای ارزی:تحریم‌ها و کاهش صادرات نفت، عرضه ارز در بازار را به‌شدت کاهش داده است.
  • تورم بالا: تورم داخلی بسیار بالاتر از تورم در کشورهای شریک تجاری است. این تفاوت، قدرت خرید ریال را در برابر ارزهای خارجی به طور مداوم کاهش می‌دهد.
  • انتظارات و فرار سرمایه:با کاهش ارزش ریال، مردم برای حفظ ارزش دارایی‌های خود به سمت خرید دلار، طلا و کالاهای فیزیکی روی می‌آورند که تقاضا برای ارز را افزایش داده و ریال را بیشتر تضعیف می‌کند . ریال به «دماسنج ترس سیاسی» تبدیل شده است.
  • نظام ارز چندنرخی و فساد:سال‌ها وجود نرخ‌های ارز متفاوت (رسمی، نیمایی و آزاد) نه تنها باعث ایجاد رانت و فساد گسترده شد، بلکه اعتماد به بازار رسمی را از بین برد و مردم را به سمت بازار آزاد سوق داد که خود نوسان‌آفرین است.
  • جنگ و ریسک‌های ژئوپلیتیک:تنش‌ها و حملات نظامی، ریسک سرمایه‌گذاری را به شدت افزایش داده، باعث خروج سرمایه و اختلال در فعالیت‌های اقتصادی شده و فشار بیشتری بر ریال وارد کرده است.

مقایسه با افغانستان و عراق (تحلیل بر اساس اطلاعات موجود)

افغانستان و عراق با وجود سال‌ها اشغال و جنگ، تورم به شدت ایران را تجربه نکرده‌اند.

توجه: این مقایسه بر اساس تحلیل علل اقتصادی ایران و وضعیت شناخته‌شده این دو کشور است، نه اطلاعات مستقیم از منابع دردسترس. دلایل اصلی این تفاوت را می‌توان در موارد زیر جست:

  • ساختار درآمدهای ارزی:ایران شدیداً به درآمدهای نفتی وابسته است. تحریم‌ها، این منبع اصلی ارز را به طور مستقیم و شدید هدف قرار می‌دهند. در مقابل، اقتصاد عراق نیز نفتی است، اما به دلیل عدم وجود تحریم‌های مشابه، درآمدهای ارزی آن تا حد زیادی حفظ شده است. اقتصاد افغانستان وابستگی کمتری به نفت داشته و منابع ارزی آن (مانند کمک‌های خارجی یا درآمدهای ترانزیتی) ممکن است آسیب‌پذیری متفاوتی داشته باشند.
  • عمق و جامعیت تحریم‌ها:تحریم‌های ایران یک «محاصره اقتصادی کامل» توصیف می‌شود که نه تنها فروش نفت، بلکه نظام بانکی، بیمه، کشتیرانی و دسترسی به تقریبا تمام کالاهای وارداتی را هدف قرار می‌دهد . این جامعیت، در مورد افغانستان یا عراق حتی در دوران اشغال، به این شکل وجود نداشته است.
  • سیاست‌های پولی و مالی:در حالی که دولت ایران کسری بودجه را از طریق «خلق پول» جبران می‌کند، در افغانستان و عراق، به ویژه با حضور نهادهای بین‌المللی، نظارت بیشتری بر سیاست‌های پولی برای کنترل تورم وجود داشته است.
  • عرضه و تقاضای ارز:در ایران، تقاضا برای ارزهای خارجی به دلیل محدودیت شدید عرضه (ناشی از تحریم) و بی‌اعتمادی به پول ملی، بسیار بالاست. این عدم تعادل عمیق، به کاهش شدید ارزش ریال می‌انجامد. در کشورهای دیگر، این عدم تعادل به این شدت وجود ندارد.

در نتیجه، بحران اقتصادی ایران حاصل برهم‌کنش تحریم‌های فلج‌کنندۀ خارجی با سیاست‌های اقتصادی ناکارآمد و ساختار وابسته به نفت است. این ترکیب، یک «بحران اعتماد» کامل به پول ملی و نظام اقتصادی ایجاد کرده که نرخ تورم و کاهش ارزش پول را به سطوح بی‌سابقه‌ای رسانده است.

 

نظرات
نظرات پس از تائید مدیریت منتشر خواهد شد

نظرسنجی



محل قرار گیری نظر سنجی

طراحی و اجرا :  تابناك وب